ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ٣١
آخه يعنى چه؟ مگر شيعه نبايد نماز اول وقت بخواند؟ همهچيز را كه نمىشود گفت سّرى است و به بهانه سّرى بودن نهضت حرف نزد.
اينجاست كه دادوفرياد رهبر و امام بلند مىشود: معلونّ ملعون من آخّر صلاة المغرب حتى تشتبك النجوم! لعنت باد، لعنت باد بر كسى كه نماز مغربش را عقب بياندازد تا ستارهها در آسمان به صورت يك شبكه در بيايند! اين چه جور شيعه بودنى است؟! اينها شيعههاى ما نيستند. اينها عضو حزب ما نيستند.
ملاحظه كنيد، در حزبى كه تشكيلات و انضباط تشكيلاتى دارد، اگر اعضاى خرده شيشهدار و تقلبى پيدا شوند، رهبر اين حزب بايد به وضع آنها رسيدگى كند و آنها را از حزب اخراج كند. در آن موقع نهضت شيعه نهضتى بوده با ملاكهاى آن موقع و معيارهاى آن موقع. از سيستم تشكيلات امروز در آن موقع خبرى نبوده است. آن تشكيلات سّرى بوده است. براى اينكه سرى بوده رعايت اينگونه انضباطها تشكيلاتى با مقياسهاى آن زمان لازم بوده. اين كار دشوار بود. رهبر نهضت چه بكند؟
رهبر نهضت مىآيد يك نوع ملاكها و ضابطههايى را براى اخراج اعضاى تقلبى و اعضاى خرده شيشهدار به دست مىدهد و مىگويد اينها شيعه ما نيستند. شما رواياتى را كه لااقل در كتاب كافى هست، كه به عنوان قابل اعتمادترين سند روايتى شيعه تلقى شده، درباره اينكه «ليس منّا» (از ما نيست) ملاحظه بفرماييد. من بنا دارم ان شاء الله روزى اينها را جمعآورى كنم و به صورت يك مجموعه در اختيار دوستان بگذارم. شما اينروايات