ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ٣٠
كس از فلان جا، براساس عالم پهناور اسلام آن روز، براى امام عسگرى (ع) پول مىآورد. پول مىآورد كه چه كند؟ پول مىآورد كه امام خوشگذرانى كند؟ هرگز! اين پول براى نهضتى است، جنبشى است، تشكلى است كه در عالم اسلام وجود دارد و محورش امام عسگرى (ع) است. اين نهضت مخارج و هزينههايى دارد. اين پول بايد به مصارف لازم برسد؛ مستقيم يا غيرمستقيم. يكجا امام دستور مىدهد مىگويد فلان مطلب كه پيش توست- اين نامهها را بخوانيد. نامهها در همين كتابهاى معمولى نوشته شده. نامههاى رمزى- فلان كس در آبادان است، امام به او مىنويسد فلان مطلب كه پيش توست به فلان جا ببر، و السلام. شما از اين نوع امامت و ولايت چه مىفهميد؟ اين يك دستگاه متشكل حركت دينى است. در عصر همان خلفا و زمامدارانى كه امام عسگرى (ع) را به سامرا مىآورند تا تحت نظر باشد، عدهاى از مريدبازهاى زبردست و چيرهدست در گوشه و كنار عالم اسلام خرقهها دارند و پوستها و تخت پوستها گستردهاند و به مريدبازى مشغولند و هيچكس هم به آنها چيزى نمىگويد. پيوند ولايت پيوندى است تعهدآور؛ تعهد متقابل ميان ولى و پيرو. اما يك خطر اين نهضت متشكل مخفى را تهديد مىكند. خطرى بزرگ! چون نهضت سرى است، يك مشت مردم سست ايمان يا بىبند و بار منحرف، يا لااقل كمبندوبار، كه مىخواهند به وظايف معمولى مسلمانى هم عمل نكنند، مىآيند خود را به اين نهضت مىچسبانند. به آنها گفته مىشود چرا نمازتان را سر وقت نخوانديد مىگويد، «آخه ...»