ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ٢٩٦
و عبادت نيست كه البته نماز و عبادت، ستون دين است ولى فقط آن نيست، خدمت به خلق هم هست. روحانيون هرقدر در مناطقشان به مردم بيشتر خدمت كنند، خدمت روحانيتشان را، بهتر انجام دادهاند. خوب يادم مىآيد عدهاى از طلاب پرتلاش عزيز ما به روستاها مىرفتند و همان كارى را مىكردند كه امروز جهاد سازندگى مىكند. پيشگام و پيشتاز جهاد سازندگى، طلاب متعهد و متحرك و با ايمان و خداپرست و خلق دوست و مردم دوست حوزهها بودند. مسئله، مسئله افتخار كردن نيست. در جامعه كسى قصد تقسيم افتخارات ندارد. مسئله، مسئله به ياد آوردن و بياد آمدن است. روحانيون در نقش خدمت به مردم، بهتر مىتوانند پيام اسلام را تبليغ كنند. روحانيون در آن سالها حمام مىساختند، راه مىساختند، به بينوايان كمك مىكردند، درمانگاه مىساختند، عسّالخانه مىساختند، مدرسه مىساختند، حتى در آن اواخر شايد در حدود هفت، هشت، ده سال قبل رفته بودند سراغ اينكه با خوديارى مردم، برق و روشنائى براى مردم درست كنند و امثال اينها.
يك خدمت ديگر روحانيت كه بسيار هم حساس بود و بايد هم حساس عمل مىكرد، روشنگرى براى مردم، در جهت شناساندن انحرافات فكرى كه به نام اسلام تحويل مردم داده مىشد، بود. روحانيون در بيدار كردن مردم نسبت به افكار انحرافى، نقش بسيار مؤثرى داشتهاند.
براى اينكه مىدانستند كه؛ «اذا ظهرت البدع فليظهر عالم علمه» (يعنى:
هرگاه بدعتها آشكار شود، عالم بايد علم خويش را آشكار كند). بنابراين