ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ٢٨
علماى برجسته بود در مورد تربيت طلاب. يكى از آنها گفت كه در عصر مرحوم حاج شيخ عبد الكريم حائرى يزدى، رحمة اللّه عليه، كه در زمان آن حضرت مرحوم حاج شيخ ابو القاسم قمى، رحمة اللّه عليه، در قم شخصيت علمى و فضيلتى برجستهاى بود، ما طلاب حوزه از رفتار اين دو عالم برجسته درس علمى اخلاق و فضيلت مىگرفتيم و هرقدر به آنان نزديكتر مىشديم فضيلت ما بيشتر مىشد. در آن زمان وضعيت بدين قرار بود: مرحوم حاج ابو القاسم قمى، رحمة اللّه عليه، آقايى برجسته و تقريبا فرد درجه اول حوزه كوچك قم بود. مرحوم حاج شيخ عبد الكريم يزدى قرار بود از اراك به قم بيايد و در آنجا اقامت و تدريس كنند و رقيب رياست حوزهاى و روحانى مرحوم حاج ابو القاسم باشند. عكس العمل آن مرحوم چه بود؟ استقبال، ترويج شكر خدا كه دو تا شديم و حالا بيشتر و بهتر مىتوانيم وظيفه خود را انجام دهيم! رفتار مرحوم حاج شيخ نسبت به مرحوم حاج ابو القاسم هم مشابه بود، معلوم است كه هر عامى يا هر طلبهاى وقتى به اينها نزديكتر بشود مىبيند ميان آنها برادرى است.
نتيجهاش از خودخواهى درآمدن و در پرتو ايمان و فضيلت زندگى كردن است. به جاى اينكه برايش تعريف كنيم خودش مىبيند و لذا به اين راه مىآيد.
اگر زمامدار و رهبر از اين خصوصيت برخوردار نباشد- تمام شيعيان على و خاندان على از ولايت على و خاندان على برخوردارند. يعنى چه؟
اين يعنى داخل در تشكيلات آنها هستند و مثل يك عضو حزبى با انضباط