ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ٢٧٧
است. انقلاب، انقلاب اسلامى است. در يك انقلاب اسلامى، در تداوم انقلاب، تكيه مردم بيش از هرچيز روى حفظ هويت اسلامى انقلاب است. مردم آب مىخواهند، نان مىخواهند، پوشاك مىخواهند، مسكن مىخواهند، نظافت و پاكيزگى مىخواهند، شغل و كار و درآمد مىخواهند، تفريحات سالم مىخواهند، ورزش مىخواهند، مدرسه و دانشگاه مىخواهند، همه اينها را مىخواهند، اما در پرتو اسلام. اگر به مردمى كه انقلاب اسلامى كردهاند بگوييد قرار است به بركت انقلاب براى شما خوراك خوب، پوشاك خوب، مسكن خوب، شهرسازى خوب، روشنايى و برق منظم و مرتب، بهداشت و بيمارستان، اشتغال و كار، مدرسه و دانشگاه، خيلى زود و در زمان كوتاه تقديم كنيم. اما اين كار همراه با حاكميت اسلام و در پرتو اسلام صورت نمىگيرد، جوابشان چيست؟
ما امروز مىگوييم، ديروز هم گفتيم، فردا هم اگر زنده باشيم خواهيم گفت كه اما همه اين مواهب را مىخواهيم و جدا هم به دنبالش هستيم، اما نه منهاى اسلام، بلكه با اسلام [تكبير حضار] و حتى نه «با» اسلام، كه بر اساس اسلام و در پرتو اسلام و بر مبناى قانون اسلام. چون «با» اسلامى كه ما مىگوييم از قبيل آن «با اسلام» آريامهرى نيست. اسلام آريامهرى اسلامى بود كه مسجدها تروتميز و آباد مىشدند، كاشى هم مىشدند، فرش و قالى هم مىشدند، اجتماعات هم بود، عاشورا هم بود، تاسوعا هم بود، ماه رمضان هم بود، نام اسلام هم بود، راديو هم قرآن مىخواند،