ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ٢٥٤
هنوز در طول اين هشت ماه پيروزى نتوانستهايم در راه انجام خواستههاى شما قدمهاى درخشانى برداريم. آنها بايد متواضعانه اينچنين بگويند. ولى اين بدان معنا نيست كه امام كسانى را ندارد كه با همكارى آنها اين انقلاب را اداره كندو به پيش ببرد. امام فرمودند، بله، من اصحاب ندارم. مىدانيد اصحاب يعنى چه؟ يعنى ياران بادمجان دور قاب چين. البته امام ياران بادمجان دور قاب چين ندارند. ديدهايد هر موقعى كه امام در خانهشان با گروههاى مختلف روبرو هستند، دوروبر ايشان خود مردم نشستهاند. اين طرف امام، آن طرف امام، پيش روى امام، خود مردم هم نشستهاند؛ همانهايى كه با امام كار دارند. بنابراين، امام اصحاب و يارانى كه به صورت كسانى كه به عنوان حشمت و شكوه با امام حركت بكنند ندارند. چون امام حشمت و شكوهش، شكوه اسلامى است. يعنى ساده و تنها در ميان مردم تجلّى كردن و آمدن. بله، امام بىاصحاب و تنها به ميان مردم مىآيد. ولى امام در خانه، در بيرونى، آنجا كه مراجعات مردم هست، دوستانى دارند كه كارهاى مردم را انجام مىدهند. فكر مىكنيد امام تنهاست يعنى جوانان و فضلا و تحصيلكردهها و انديشمندان و كسانى كه توانايى خدمت به انقلاب را دارند، امام را در اداره انقلاب تنها مىگذارند؟ هرگز!
عرايضم را اينجا تمام مىكنم، با اعتذار از اينكه در اين فرصت، مجموعهاى را كه مورد نياز شماست نمىشود عرضه كرد و با اميد اينكه يك روز كه از آغاز سخن دچار گرفتگى حنجره نشوم باز نتوانم با صداى نرمتر با شما سخن بگويم.