ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ٢٣٦
برابر مسائل بىتفاوت باش. اگر معنى «تعصب نداشته باش» ترويج بىتفاوتى است، ما طرفدار تعصبيم! ما طرفدار تفاوت داشتن حق در برابر ناحق هستيم. آن تعصبى كه مىگوييم بد است عبارت است از چسبيدن به يك مطلب، به صورتى كه گوش ما را براى شنيدن مطلبى ديگر ببندد، چشم ما را در برابر ديدن مطلبى ديگر ببندد و كور كند. اين تعصب بد است. اما تعصب به اين معنا كه بعد از شناخت حق، در برابر حق و باطل بىتفاوت نيستيم و از حق با تمام احساس و شور خود دفاع مىكنيم، يك كمال مطلوب است. ما اين تعصب را ترويج مىكنيم. همين جاست كه اگر به كسى گفتيم بىتعصب، فحش بدى تلقى مىشود.
بنابراين، سؤال قرآن اين است كه آى يهوديها، آى كليمىها، چه شد كه شما به عيسى (ع) ايمان نياورديد؟ آيا دلايل و نشانههايى كه او براى نبوتش داشت و شما ديديد، نسبت به دلايلى كه درباره موسى (ع) شنيده بوديد چه كاستى داشت؟ اگر راستى راستى شما مرضى نداشتيد بايد در برابر دلايل مشابه عكس العمل مشابه نشان بدهيد. وانگهى، مگر عيسى چه گفت؟ عيسى گفت من آمدهام تا آيين برادرم موسى را از خرافاتى كه اين ملاها بر آيين يهود، بر آيين كليم اللّه بستهاند پيراسته كنم. او نيامده بود زير پاى موسى را جاروب كند. او آمد تا با نشانههاى محكم، موسى (ع) را از پيرايههاى نامطلوبى كه بر خودش و آيينش بسته بودند پاك كند. اين كار چه عيبى داشت! حالا كه شما ايمان نمىآوريد ما مىفهميم كه شما دچار يك بيمارى هستيد؛ بيمارى ضداسلام. اسلام يعنى بهداشت قلب و خرد؛