ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ٢٣٣
بشريت، شور و شوق و حرارت نشان مىداد. اين حرف آنهاست؛ حرفى نيست كه فقط ما بزنيم. بنابراين، از اينكه پيغمبر ما و دين ما با قوميت عربى، و كتاب و قرآن ما با زبان عربى قاطعى شود و آيين اسلام به آيين عرب يا آيين محمد تبديل شود، جلوگيرى مىكرديم، چون زمينه فكرى خرابى بود. خوشبختانه اين تلاش به موفقيت انجاميده است. همانطور كه عرض كردم، اين اواخر هر نوشتهاى از استادهاى معروف به دستم مىرسد، هر مقالهاى مىبينم، در آنها مواظبند كلمه اسلام و مسلم را به كار ببرند و از به كار بردن كلمات ديگر خوددارى كنند. اين موفقيتى بود. البته اين امر به يك معنا مهم نيست و به يك معنا هم مهم است. مهم نيست، يعنى شق القمرى نيست كه فكر كنيم چه كار بزرگى كرديم و در نامه اعمال ما يكى از بزرگترين كارها را مىنويسند كه به هفت پشتمان هم برسد.
اينطور نيست. اما مهم است از نظر اينكه زمينه يك سوءتفاهم و برداشت غلط را در يك فرهنگ وسيعى از بين برديم.
مسأله «لا نفرق بين احد من رسله» از اركان اسلام است. مسلمانان ميان پيغمبران خدا فرقى نمىگذارند و همه را از يك مبدأ و از يك سرچشمه و حامل يك رسالت اصلى مىدانند. «ان الدين عند اللّه الاسلام»[١]، «و من يبتغ غير الاسلام دينا فلن يقبل منه.»[٢] اصلا آيين خدا آيين اسلام است.
ابراهيم در قرآن مسلم است. دعاى ابراهيم و اسماعيل كه قرآن نقل مىكند آنان هنگام بنيانگذارى كعبه گفتند اين بود كه: «ربنا و اجعلنا مسلمين لك و
[١] -. آل عمران، ١٩.
[٢] -. آل عمران، ٨٥.