ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ٢١
بايد به چند مورد از مختصات اين رهبرى اشاره كنم تا تفاوتش با رهبريهاى سه گانه بعدى خوب روشن شود. در رهبرى على (ع) مسلمانان پاك زبده با عشق و علاقه به كانون رهبرى نزديك مىشدند. اين نكته دقيق اجتماعى اسلامى در تمام دورهها زنده است. يك بار از من در هامبورگ پرسيدند كه آيا مسأله ولايت يك مسأله تاريخى است و اختلاف بين على (ع) و ديگران تمام شده و حالا ما داريم سر تاريخ حرف مىزنيم، يا اينكه يك مسأله زنده است؟ گفتم شخصش تاريخى است اما روحش زنده است. خوب توجه بفرماييد! اگر على زمامدار شود، پاكان زبده، به مركز قدرت با عشق و علاقه نزديك مىشوند؛ ناپاكان بىآبرو از مركز قدرت به طور اتوماتيك دور مىشوند، در نتيجه، مردم متوسط تحت اداره آن پاكان زبده، از بهترين شرايط پاك ماندن و زندگى سعادتمند داشتن برخوردار مىشوند. اين نتيجه طبيعى اين مطلب است. اگر مركز قدرت، مركزى بود كه بتواند پاكان زبده را جذب كند و حل و عقد امور به دست اين پاكان زبده بيفتد، نتيجه عملىاش براى مردم توسط عبارت است از سعادت، به پاكى نزديكتر شدن، پاكتر شدن؛ و نتيجه خودكارش نسبت به پاكان بىآبرو و در فساد غوطهور شده، به گوشهها و بيغولهها روانه شدن است. زمامدارى على يك چنين زمامداريى بود. اين يك درجه از زمامدارى بعد از پيغمبر با آثارش. درجه بعد اين بود كه زبدگان پاك جذب مركز قدرت شوند و در نتيجه، حل و عقد امور خودبهخود، بدون اينكه بخواهند دعوتشان كنند يا تحميل و تعارف و تملّق كنند، به دست آنها افتد.