ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ٢٠٧
راهى مىرفت و در آن راه نگران حمله دشمن بود. اگر مىخواست نماز را تمام بخواند، نماز موجب پيروزى دشمن بر او مىشد، با آنكه نماز بايد عامل پيروزى من بر دشمن باشد. قرآن مىآيد مىگويد روح نماز در اين ايستادن و نشستن نيست. ايستادن و نشستن يكى از اشكال نماز است.
نماز شكلهاى ديگرى هم دارد. مىآيد كمى آن فكر تحجّرى را از مسلمان بگيرد و بگويد متحجّر مباش! فكر نكن موقعى هم كه دارى در راه به جنگ مىروى و دشمن مىخواهد غافلگيرت مىكند باز هم بايد چهار ركعت نماز تمام عيار بخوانى. نه! اينجا بايد به نحوى روح نماز را حفظ كنى؛ اما شكل نماز را چه مىكنى؟ آن را تغيير بده. پس يك قدم به سوى بيان روح قانون و شكل قانون، روح نماز و شكل نماز، حركت كرد. خوب، اين شكل معمولى نماز مربوط به شرايط معمولى است، اما روح نماز هميشه هست. «الصلوة لا تترك بحال.» روزه ممكن است از انسان ساقط بشود و بعد قضا بكند، اما نماز هيچ وقت ساقط نمىشود، حتى اگر در آب دارى غرق مىشوى و موقع نماز است، چنانچه زبانت را هم مىتوانى باز كنى و بگويى اللّه اكبر، در دلت بگو اللّه اكبر. در دلت به ياد خدا باش.
همان كه در دلت به ياد خدايى نماز است. در اينجا اصلا نماز قضا هم واجب نيست، چون عين نماز است. اين صلاة غرقى در كتابهاى فقه هست. مىگويد نماز چيزى است بسى وسيعتر. اين شكل عادى آن است، ولى البته شكلهاى ديگرى هم دارد. اين شناخت روح قانون از شكل اجرايى خاص، كار كيست؟ آيا اين را هر كسى كه با اين آيه روبرو مىشود