ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ١٩٦
نمونههاى آنچه را خوانده در زندگى اجتماعى ديده باشد. من باورم نمىآمد كه مهندسين خوب دانشگاه ديده ما واقعا از نظر انجام وظيفه مهندسى به عنوان يك مهندس عملى خيلى نارسا هستند، تا وقتى كه خودم به اين مسأله برخورد كردم و ديدم واقعا همين طور است. مهندس، با ايمان، پاك، درس خوانده، اما در مقام عمل خسارتزا. براى اينكه هر چه معلومات دارد در كتاب است و در مقام عمل كند است. از يك مكانيسين معمولى واقعا كندتر است. حالا فكر كنيد اين آقاى مهندس بخواهد رهبرى يك كار فنى را به عهده بگيرد. آيا او واقعا مىتواند آن مكانيسين و تكنيسين را خوب به كار بكشد؟ شايد با چاخان و با زبان خوش و قربان صدقه بتواند، ولى اين، آن رهبرى اسلامى و رهبرى ايدهآل عقلايى در جامعههاى پيشرفته نيست. بايد در برخورد با نشيب و فرازهاى عملى، مهارت چندان از او تجلّى كند كه تكنيسين خودبهخود در برابر او خاضع شود. اين يك امرطبيعى است. آدمهاى سالم، در جامعههاى سالم، در برابر كسانى كه چيزى بيشترى مىدانند خاضعاند. چون يكى از عيوب عجيب در جامعه ما جهلهاى مركب است. وقتى كه به كسى حالى مىكنى كه اينجا اشتباه است باز مىخواهد زير بار نرود! اين آدم غيرسالم است. آدمهاى سالم در برابر افراد كاردان، خودبهخود خضوع دارند و حرف او را مىشنوند. باز همان داستان گاندى و نهرو را به يادتان مىآورم.
ملاحظه كنيد، آن چيزى كه سبب مىشود نهرو و دوستانش در برابر گاندى خضوع كنند، ارادتهاى قلبى و امثال آن نيست. آنها در برخورد با