ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ١٨٧
بدانند حتى در نظامهاى خيلى دموكرات هم كه زبانزد خاص و عامند، مسأله از همين قرار است. اين مطلب در يكى از مقالات كتاب انديشههاى نهرو آمده، كه چون سالها پيش آن را خواندهام الان جزئياتش را به خاطر ندارم ولى كلياتش را ذكر مىكنم. نهرو مىگويد، در فعاليتهاى مبارزاتى خود با استعمار انگلستان در هندوستان به موارد زيادى برخورد مىكرديم كه ما گروه نزديكان گاندى گاهى به اتفاق، نظرى مخالف نظر گاندى داشتيم. گاندى يك نظر داشت اما همه ما به اتفاق يا با اكثريت، نظرى مخالف او داشتيم. خوب، اصول دموكراسى در رهبرى ايجاب مىكرد كه گاندى تسليم ما بشود و نظر ما را اجرا كند. ولى گاهى مسائل آنقدر حساس بود كه گاندى در مقام پيشوايى به خودش حق مىداد كه به استناد تشخيص خودش تصميم بگيرد و تصميمش را به ما ابلاغ كند و ما هم ناچار آن را اجرا مىكرديم. نهرو مىگويد، اول بار كه چنين موردى پيش آمد براى ما تحمل مطلب بسيار مشكل بود. مىگفتيم، ما سالها با استبداد مبارزه مىكرديم، حالا در داخل گروه خودمان دچار استبداد گاندى بشويم! منتها موقعيت آنقدر خطير بود و چنان در برابر دشمن قرار داشتيم و دشمن چنان ما را احاطه كرده بود كه بالاخره ناچار بوديم نظر او را اجرا كنيم. مىگويد، دفعه اول كه تصميم او را اجرا كرديم بعد از مدتى نتيجه كار را ارزشيابى كرديم و فهميديم حق با گاندى بوده و ما به اتفاق در اشتباه بوديم. يك چنين تجربهاى خودبهخود براى ما بسيار آموزنده بود، اما در عين حال به خاطر حفظ و رعايت اصول دموكراسى خودمان، آرزو