ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ١٥٢
كينههاى بين اوس و خزرج جزو كينههاى نمونه در ادبيات عرب قبل از اسلام شد. چند نوع كينه و انتقامجويى ديرينه در اشعار جاهليت هست كه يكى از آنها همين است. اسلام آمد. پيامبر اسلام آمد. «رحمة للعالمين» آمد. «هدىّ للعالمين» آمد. پيغمبر و قرآن آمد و اين كينهها را ذوب كرد و اوس و خزرج به صورت يك مجموعه متحد مسلمان با نام پرافتخار انصار الرسول و انصار الاسلام و انصار الايمان، (ياران حق و ياران كتاب حق و دين حق و پيامبر حق) شدند؛ يكدست و متحد. شايد هنوز دو سال از هجرت نگذشته بود كه اين آيات نازل شد. اين صف آيات اصولا بيشتر مربوط است به سالهاى بين يك تا سه هجرت. تمام اين صف آياتى كه اين مدت خوانديم از نظر ردهبندى تاريخى در اين رده قرار دارند. هنوز زمان زيادى بر اين سازندگى روحى تازه نگذشته، هنوز گروههايى از يهود در اطراف مدينه زندگى مىكنند كه از اين وحدت و از اين شوكت تازه، آنهم شوكتى با روح و پيوستگى به حبل من اللّه، يك رشته الهى و پيوند الهى كه دلها را بههم پيوسته، ناراضى باشند. يكى از اينها يك روز كه چند نفر از اوسىهاى مسلمان و خزرجىهاى مسلمان نشسته بودند دور هم، آمد آنجا و شروع كرد به تاريخگويى. ورق كهنههاى پوسيده تاريخ تاريك را دو مرتبه شروع كرد باز كردن. ناسيوناليسم مردود مطرود نفاقافكن جدايىافكن را با شعارهاى چند هزار ساله زنده كردن. به اين اوسىها يك چيزى گفت و به آن خزرجىها يك چيزى گفت. گفت بله، شما شكست اقتضاحآميز آن روز كذايى را به ياد داريد ... معمولا عربها اين حوادث را با