ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ١٥٠
تهتدون»[١] همانطور كه مكرر شنيدهايد، در مدينه دو طايفه عرب نسبتا قابل ملاحظه به نام اوس و خزرج زندگى مىكردند. برحسب آنچه در تواريخ عرب قبل از اسلام هست، اوس و خزرج دو برادرى بودند كه پس از رويداد حوادث طبيعى خانمان بر بادده (احتمالا گفته مىشود سيل ارم در يمن) اينها از جنوب عربستان مهاجرت كردند به سمت شمال. آنها از يثرب (كه مدينه فعلى باشد) عبور مىكردند، ديدند بدجايى نيست براى ماندن، ماندند. در فاصلهاى از آنها هم يك عدد يهودى، در اثر فشارهاى حكومت روم، از شمال كه منطقه آبادترى بود متوارى شده بودند. آنها آمده بودند يك گوشهاى براى خودشان لانه و كاشانهاى درست كرده بودند. اوس و خزرج با بچههايشان آنجا ماندند و آرام آرام تبديل شدند به دو خانواده بزرگ. خزرج خيلى بزرگتر بود و اوس هم نسبتا بزرگ بود. آنها باهم، دوست بودند و خوب بودند و زندگى داشتند. اين يهوديهاى همسايه ديدند اينها آمدند اينجا را گرفتند و كمكم عدهشان زياد مىشود و زورمند و قدرتمند مىشوند؛ اگر همين طور به حال خودشان بگذاريم چهار صباحى نمىگذرد كه اينها به صورت يك قدرت بزرگ محلى درمىآيند و ممكن است موجوديت ما به خطر بيفتد. بهخصوص كه اينها پشتشان به اعراب ديگر گرم است اما ما از مركز يهوديت بريده هستيم. چه كنيم؟ شروع به ايجاد رقابت و فتنهانگيزى در ميان اين گروه كردند.
[١] -. سوره آل عمران، آيه ١٠٣.