ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ١٣٥
مىورزيدند و پيامبران خدا را به ناحق مىكشتند؛ چون نافرمانى مىكردند؛ چون ظلم و ستم و تجاوز مىكردند؛ اينها هستند عوامل اين مهر بدبختى و بيچارگى كه بر آنها زده شده است. با اين حال، همهشان يك جور نيستند؛ برخى از اهل كتاب مردمى هستند اهل قيام و سرپا بودن در راه خدا؛ آنان آيات خدا را در آن لحظات شب مىخوانند؛ در برابر خدا سجده و خضوع دارند. به خدا ايمان دارند؛ به زندگى جاودانه ايمان دارند؛ به رستاخيز ايمان دارند؛ اينها هم به نيكىها وامىدارند و از بدىها بازمىدارند و در راه نيكىها و خيرات مسابقه مىگذارند؛ اينها از گروه شايستگانند. هر كار نيكى اينها بكنند ناسپاسى نمىشود و بىعوض نمىماند؛ خدا مردم باتقوا را مىشناسد و از آنها خبر دارد. اما آنها كه كافر شوند و به راه كفر روند، ثروتها و قدرتها ذرهاى به حال آنها سود نخواهد داشت و ذرهاى در برابر، خدا به آنها پناه نخواهد داد. اينها آتشيان و دوزخيانند؛ آن هم جاودانه در آن.»
مىدانم همين آيات، با همين معنى كه تقريبا سعى كردم از مفادش ذرهاى فراتر نروم، كافى است كه چهره راستين اسلام را در اين جلوه از تعليماتش در برابر همهمان قرار بدهد. ولى خوب، درعينحال مىدانم وقتى اين مطالب فشرده را از هم باز كنيم و بخش بخش توضيح بدهيم، يك مقدار هم بر آنچه در آن هستيم تطبيق كنيم و محتواى كلى و روح عالى آن را از آن شكل زمانش دربياوريم و در قالب و لباس زمان خودمان عرضه كنيم، هوشيارى بيشترى به ما مىدهد. گهگاهى آدم به فكر مىافتد كه اگر