فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٣٤ - احكام مربوط به فرض صاحبان فروض
باشد يا اسم صفتى كه مختص به خداىتعالى مانند «رَحْمن»، «رَحيم»، «غَفُور» و ...، باشد يا اوصاف و افعال خداىتعالى كه انجام آن در توان هيچ مخلوقى نباشد، مانند «مُقَلِّبُ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصارِ»[١] و يا «بِالَّذي نَفْسي بِيَدِه»[٢] و يا «بِالَّذي فَلَقَ الْحَبَّةَ وَ بَرَأَ النَّسْمَةَ».[٣]
يا به اوصاف و افعالى قسم ياد شود كه هرچند در غير خداىتعالى هم بكار مىرود لكن غالباً درباره خدا به كار مىرود به گونهاى كه اگر قيدى در كلام نباشد انصراف به خداىتعالى پيدا مىكند، مثل «خالِق»، «رازِق»، «بارِىء» و ...؛ و اما قسم به اسمهايى كه انصراف به خداىتعالى ندارند نظير «مَوْجُود»، «حَيّ»، «سَميع»، «بَصير»، «قادِر» و ... منعقد نمىشود، هرچند منظور گوينده قسم به ذات مقدس «اللّه» باشد، لكن حكم به عدم انعقاد قسم با اين گونه كلمات خالى از اشكال نيست، و احتياط است به قسمى هم كه با اين كلمات ياد مىشود، وفاء نمايند.
٨- هر نامى كه عرف آن را نام «اللّهتعالى» بداند سوگند به آن منعقد مىشود، مثل «بِحَقِّ اللَّهِ»، «بِجَلالِ اللَّهِ»، «بِعَظَمَةِ اللَّهِ»، «بِكِبْرِياءِ اللَّهِ»، «لَعَمْرُ اللَّهِ»؛ اما انعقاد سوگند «بِقُدْرَةِ اللَّهِ» و «بِعِلْمِ اللَّهِ» محل تأمل است، هرچند اقرب آن است كه قسم به اينها واقع مىشود.
٩- در انعقاد قسم معتبر نيست كه انشاء آن با حروف قسم يعنى- واو، باء و تاء- باشد و شخص بگويد: «بِاللَّهِ» يا «وَ اللَّهِ» يا «تَاللَّهِ»، بلكه قسم را اگر با صيغه قسم و يا با كلمه حَلْف اداء كند- مثلًا بگويد: «أَقْسَمْتُ بِاللَّهِ» يا «حَلَفْتُ بِاللَّهِ»- نيز منعقد مىشود؛ بلى، گفتن «أَقْسَمْتُ» يا «حَلَفْتُ» بدون ذكر لفظ جلاله و يا الفاظى كه به منزله آن است كفايت نمىكند.
١٠- قسمى كه واجب الوفاء است و شكستن آن حرام و باعث كفاره مىشود، قسمى
[١] - دگرگون گرداننده دلها و ديدهها.
[٢] - قسم به آن كه جانم در دست او است.
[٣] - سوگند به آنكه دانه را مىشكافد و انسانها را مىآفريند.