فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢٨٨ - يك برادر و سه خواهر پدرى با يك برادر و سه خواهر و جد و جده مادرى
كند و حاجت ارجاع امر به حاكم شرع نيست و كسى هم نمىتواند بر او اعتراض كند مادامى كه كذب او در دعواى علم دانسته نشود؛ بلى، كسى كه مىخواهد با او ازدواج كند يا وكيل او شود عقدش را بخواند براى اينها جواز اكتفاء بقول و اعتقاد اين زوجه، محل اشكال است، بنابراين احوط است براى اين زوجه با كسى تزويج نمايد كه مطلع بحال او نباشد و نداند كه زوج او مفقود است و در بين نيست مگر دعواى اين زوجه به اين كه زوجش مرده؛ بلى در اين صورت، كسى كه مىخواهد با او ازدواج كند يا وكيل او در خواندن صيغه عقد شود مستند به دعواى او كه بىشوهر است اشكال ندارد.
١٦٧- زنى كه يقين دارد شوهرش در سفر مرده اگر بعد از عده وفات شوهر كند و شوهر اولش از سفر برگردد، بايد از شوهر دوم جدا شود و به شوهر اول حلال است ولى اگر شوهر دوم با او نزديكى كرده باشد بايد به مقدار عده طلاق صبر كند و شوهر اول با او نزديكى نكند و شوهر دوم نيز بايد مهرالمثل- يعنى مهر مطابق مهر زنهايى كه مثل او هستند- را به او بپردازد و بنابر احتياط در مقدار تفاوت بين مهرالمثل و مهرى كه قرار دادهاند مصالحه نمايند؛ ولى زن در مدت عده مخارجى از شوهر دوم طلبكار نيست و به او نيز حرام ابدى مىشود.
١٦٨- اگر زن يقين كند كه شوهرش از دنيا رفته و بعد از تمام شدن عده وفات شوهر كند و بعد معلوم شود شوهرش در وقت ازدواج او زنده بود و بعد ازدواج او مرده است بايد از شوهر دوم جدا شود، و بنابر احتياط واجب در صورتى كه حامله باشد به مقدار عده طلاق براى شوهر دوم عده نگه دارد و بعد براى شوهر اول عده وفات نگه دارد و اگر حامله نباشد براى شوهر اول عده وفات و بعد براى شوهر دوم اگر با او نزديكى كرده عده طلاق نگه دارد، و در صورتى كه شوهر دوم با او نزديكى كرده بر او حرام ابدى مىباشد و ديگر نمىتواند با او ازدواج نمايد.
١٦٩- زوجهاى كه زوجش مفقودالاثر است در فرضى كه اگر شوهر نكند مبتلى به حرام و خلاف شرع مىشود حكم اين زوجه در ضمن تيتر «طلاق زوجه به حكم حاكم شرع» صفحه ٢٧٧ بيان گرديده است.