فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ١٩٧ - يك پسر و يك دختر از يك دختر با دو پسر و يك دختر از دختر ديگر
دهم: چيزى را مهر قرار داده باشند كه متضمن فساد نكاح باشد، مانند نكاح شِغار- يعنى دو زن را مهريّه يكديگر قرار داده باشند، به توضيحى كه در بند هفدهم «اسباب حرمت ازدواج زن و مرد با يكديگر» بيان شد- كه در اين صورت زوج بايد مهرالمثل به زوجه بدهد.
يازدهم: عقد را بر خلاف مهرى كه زوجه خواسته جارى نمايند كه در اين صورت عقد فضولى مىباشد و چنانچه قبل از اطّلاع زوجه از مهر، نزديكى صورت گرفته باشد بايد زوج مهرالمثل به زوجه بدهد.
دوازدهم: سفيه بىاذن ولىّ براى زوجه خود زياده از مهرالمثل صداق قرار داده و با او نزديكى كرده باشد، در صورتى كه ولىّ آن مهر را كه فضولى است، اجازه ندهد و زوجه هم جاهل به فساد مهر قراردادى باشد، در اين صورت بايد مهرالمثل به زوجه بدهند.
سيزدهم: هرگاه زوجين هنگام عقد ازدواج توافق و تصريح به مهرالمثل نموده باشند.
چهاردهم: اگر مرد زنى را وطى به شبهه كرده باشد كه بايد به او در اين صورت مهرالمثل بدهد.
پانزدهم: هرگاه مرد زنى را با اكراه- يعنى بدون اجراى صيغه عقد با زور- وطى كرده باشد بايد مهرالمثل به او بدهد.
شانزدهم: هرگاه دو عادل گواهى دهند كه فلان مرد زن خود را طلاق داده و آن زن شوهر كند و بعد از آن كذب گواهان ظاهر شود، كه در اين صورت زوجه همسرِ زوج اول مىباشد و زوج دوم بايد به آن زن مهرالمثل بدهد و مهر پرداخت شده را از گواهان دريافت نمايد.
هفدهم: هرگاه دو عادل گواهى دهند كه فلان زن خواهر رضاعى شوهر خود است يا بلحاظ ديگر بر او حرام است و بر اين اساس حاكم شرع آنها را از هم جداكند، بعد از آن زن شوهر كند آنگاه ظاهر شود كه گواهان دروغ گفتهاند؛ در اين فرض زوجه همسر زوج اول مىباشد و زوج دوم بايد به آن زن مهرالمثل بدهد ومهر پرداخت شده را از