فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ١١٧ - ششم - قاعده در مناسخات
و معلوم شود او كوچكتر است، عقد بر فاطمه واقع شده و توصيف به بزرگتر اشتباه محسوب مىشود و همچنين اگر به يكى از دختران خود اشاره كند و بگويد: «زَوَّجْتُكَ هذِه وَ هِيَ فاطِمَةُ- يا- وَ هِيَ بِنْتِيَ الْكُبْرى»[١] و معلوم شود كه اسمش خديجه بوده يا كوچكتر است عقد بر دخترى كه اشاره به او كرده صحيح است و ذكر اسم يا وصف اشتباهى و لغو است.
٥٨- نكاح طفلى كه در شكم مادر است صحيح نيست، هرچند پسر بودن يا دختر بودن آن معلوم باشد.
٥٩- لازم نيست زن و شوهر اوصاف يكديگر را در وقت عقد بدانند اگرچه دانستن آنها موجب اختلاف رغبت و زيادتى مهر و كمى آن باشد، بنابراين پس از تعيين شخص جهالت آنها به اوصاف زوجين ضرر به عقد نمىرساند.
٦٠- اگر زن و شوهر با هم نزاع كنند، يكى از آنها بگويد وكيل، عقد بر معيّن خوانده و عقد صحيح است و ديگرى بگويد وكيل، عقد بر غير معيّن خوانده و عقد باطل است، در اين فرض قول مدعى صحت مقدم است نظير سائر شروط در سائر عقود.
٦١- اگر زوج با ولىّ زوجه اتفاق داشته باشند كه زوجه را در عقد معيّن كردهاند، ولى يكى بگويد فاطمه بوده و ديگرى بگويد خديجه بوده و هيچكدام شاهد نداشته باشند، بايد هر دو قسم ياد كنند نظير سائر عقود و با قسم آنها عقد باطل مىباشد، هرچند احتياط است طلاق هم گفته شود.
٦٢- اگر كسى چند دختر دارد و يكى از آنها را شوهر بدهد و لكن اسم يا وصف او را در عقد ذكر نكند و ولىّ زوجه با شوهر در تعيين مقصود نزاع كنند، بنابر اقوى مرجع اين نزاع تحالف است و پس از قسمشان عقد باطل مىباشد، هرچند احوط مراعات احتياط است كه طلاق هم گفته شود.
پنجم- زوجين مختار باشند:
٦٣- بايد هر يك از زوجين در انجام عقد ازدواج مختار باشند، بنابراين اگر هر دو يا
[١] - تزويج نمودم به تو اين را و او فاطمه- يا- دختر بزرگتر من است.