شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٨٥ - فصل چهارم ضرورت اصلاح نفس
وصول آنها است به كمال مطلق، همان انسانِ سر خود را به نهايت شقاوت و بُعد از ساحت قدس كبريا رساند، و اين بالاترين خسرانها است؛ چنانچه حق تعالى فرمايد: «وَ الْعَصْرِ^ إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ». [١]
چه خسرانى بالاتر از اين كه انسان سرمايه سعادت ابدى را خرج در راه تحصيل شقاوت ابدى كند، و آنچه را كه حق تعالى به او داده كه او را به اوج كمال رساند، همان او را به حضيض نقص كشاند؟!
اى انسان بيچاره! چه حسرتى خواهى داشت آن روزى كه پرده طبيعت از چشم برداشته شود و معاينه كنى كه آنچه در عالم قدم زدى و كوشش كردى در راه بيچارگى و شقاوت و بدبختى خودت بوده، و راه چاره و طريق جبران نيز مسدود شده، و دستت از همه جا كوتاه! نه راه فرار از سلطنت قاهره الهيّه «يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطارِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ فَانْفُذُوا» [٢] و نه راه جبران نقايص گذشته و عذرخواهى از معاصى الهيّه «آلْآنَ وَ قَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ». [٣]
اى عزيز! اكنون تا حجابهاى غليظ طبيعت نور فطرت را بكلى زائل نكرده، و كدورتهاى معاصى صفاى باطنى قلب را بكلى نبرده، و دستت از دار دنيا- كه مزرعه آخرت است
« الدُّنْيا مَزْرَعَةُ الْآخِرَةِ» [٤]، و انسان در آن مىتواند جبران هر نقصى و غفران هر
[١] سوگند به زمان بدرستى كه آدمى در خُسران است. (عصر/ ٢- ١).
[٢] اى گروه جنّيان، و آدميان اگر مىتوانيد كه از كنارههاى آسمانها و زمين بيرون رويد، برويد.
(الرحمن/ ٣٣).
[٣] آيا اكنون؟ در حالى كه تو پيش از اين عصيان كردى و از مُفسدان بودى. (يونس/ ٩١).
[٤] اشاره است به اين حديث نبوى كه:
«الدُّنْيا مَزْرَعَةُ الْآخِرَةِ»
يعنى: دنيا مزرعه و كشتزار آخرت است.
(عوالى اللّآلي، ج ١، ص ٢٦٧، ح ٦٦).