شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٢ - لطيفةٌ عرفانيةٌ و حقيقةٌ إيمانيةٌ
و جند الجهل است؟ پس اگر با همين حديث شريف كه ما در صدد شرح آن هستيم خود را امتحان نمود و خود را از جنود عقل تشخيص داد؛ به اين طور كه ديد، جنود عقل در مملكت روح او غلبه دارد، شكر خداىِ تعالى كند، و بكوشد تا مملكت باطن را از جنود جهل پاك كند، و حكم عقل و جنود آن را در باطن محكم و نافذ كند، و هر گز به واسطه كمال يا جمال باطنى كه دارد، به خود مغرور نشود، كه غرور از بزرگترين دامهاى ابليس است كه سالك را از طريق حق بازدارد، بلكه به قهقرى برگرداند، و بداند كه انسان تا در اين دنيا و دار الغرور است، به هر مرتبه از كمال و جمال روحانى و به هر مرتبه از عدالت و تقوى كه برسد، ممكن است بازپس برگردد و بكلّى تغيير كند و عاقبت امرش به شقاوت و خذلان منتهى شود.
پس هيچ گاه از خود نبايد غفلت كند، و به كمال خود نبايد مغرور شود، و از خود و احوال نفس خود و مراعات آن نبايد نسيان كند، و در جميع احوال از تمسّك به عنايات خفيه حق تعالى غفلت نكند، و به خود و سلوك و رياضت و علم و تقواى خود به هيچ وجه اعتماد نكند، كه از بزرگترين مهالك انسانيت و وساوس شيطانيّت است كه سالك را از ياد خود نيز مىبرد؛ چنانچه حق تعالى فرمايد: «وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ» [١]، و اگر حس آن نمود كه جنود جهل و حزب شيطان در باطن ذات و مملكت روح او غالب است، با هر جديت و رياضتى شده، مملكت باطن خود را از جنود شيطانى خالى، و دست تصرف ديو پليد را از آن كوتاه كند. و ما به
[١] و مانند كسانى كه خدا را فراموش كردهاند، نباشيد كه خدا ايشان را از ياد خودشان برد، آنان همان فاسقان هستند. (حشر/ ١٩).