شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٠٧ - فصل سوّم در بيان آنكه «تسليم» از جنود عقل و رحمان است و لازمه فطرت مخموره است، و ضد آن از جنودِ جهل و لازمه فطرت محجوبه است
حق تعالى است، نكرده و اگر روح تسليم شد، تمام ممالك وجود تسليم شود.
پس، اعضاء ظاهره و قواى ملكيّه نيز تسليم شوند. و تسليم شدن آنها آن است كه از خود و انانيّت خود حركت و سكونى نكنند، و قبض و بسط آنها در تحت اراده حق تعالى باشد، و نمونه قرب نوافل در او حاصل شود
«كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذي يَسْمَعُ بِهِ، وَ بَصَرَهُ الَّذي يُبْصِرُ بِهِ ...»
إلى آخره. [١]
و در مقابل تسليم مطلق، تزلزل و شك است كه از براى آن مراتبى است كه بعضى مراتب آن را شك جَلىّ و بعضى را شك خَفىّ و أخفى مىگوئيم. پس «شك جَلىّ» تزلزل در عقايد ظاهره جليّه است، و «خفىّ» تزلزل در معارف و اسرار توحيد و تجريد و تفريد است، و «أخفى» حالت تلوين و عدم تمكين در مقامات مذكوره است.
[١] گوش او خواهم بود كه با آن مىشنود، و چشم او خواهم بود كه با آن مىبيند. (اين قسمتى از حديث قُرب نوافل است كه از پيامبر اكرم- صلّى اللَّه عليه و آله و سلَّم- نقل شده است).
(اصول كافي، ج ٢، ص ٢٦٣- ٢٦٢، باب مَن أذى المسلمين و احتقرهم، ح ٨- ٧).