شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٩٦ - فصل دوم در بيان تأثير طمع و يأس
فطرت اللَّه است، همان طور طمع به غير حق و اميدوارى به مخلوق از شعب شرك و از وساوس ابليس و بر خلاف فطرت و از لوازم احتجاب است.
در كافى شريف، سند به حضرت سجّاد- عليه السلام- مىرساند كه فرمود:
«ديدم كه تمام خير مجتمع است در بريدن طمع از آنچه در دست مردم است». [١].
در وسايل، سند به حضرت امير- سلام اللَّه عليه- رساند كه در جمله وصيتها كه به محمد بن حنفيّه [٢] فرمود اين بود: «اگر دوست داشته باشى كه جمع كنى خير دنيا و آخرت را، پس قطع كن طمع خود را از آنچه در دست مردم است». [٣]
وَ فِيْهِ عَنْ أبِي جَعْفَرِ- عَلَيْهِ السَّلامُ- قالَ: «أتى رَجُلٌ رَسُولَ اللّهِ- صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ- فَقالَ: عَلِّمْني يا رَسُولَ اللّه شَيْئاً. فَقالَ: عَلَيْكَ بِالْيَأْسِ مِمّا في أيْدِي النّاسِ، فَإنَّهُ الْغِنَى الْحاضِرُ. قالَ: زِدْني يا رَسُولَ اللّهِ. قالَ: إيّاكَ وَ الطَّمَعَ فَإنَّهُ الْفَقْرُ الْحاضِرُ»
[٤] الحديث.
وَ عَنِ الصّادِقِ عَنْ آبائِهِ- عَلَيْهِمُ السَّلامُ- قالَ:
«سُئِلَ أمِيْرُ الْمُؤْمِنِينَ- عَلَيْهِ
[١] اصول كافى، ج ٢، ص ٢٤١، باب ١٢٧، ح ٣.
[٢] محمّد بن حنفيّه از فرزندان برومند امير المؤمنين على بن ابى طالب (عليهم السلام) است، كه مادرش خوله دخت جعفر بن قيس از طائفه بنى حنفيّه بود. وى در سال ٢١ هجرى به دنيا پاى نهاد، و در سال ٨٢ به ديگر سراى شتافت، و پدر بزرگوارش در شأن او فرمود: «محمّد از محمّدهايى است كه از معصيت و نافرمانى خدا امتناع مىكنند».
(جامع الرُّواة، اردبيلى، ج ٢، ص ٤٥؛ ريحانة الأدب، ج ٧، ص ٤٨٥- ٤٨٤).
[٣] وسائل الشيعه، ج ١٦، ص ٢٤، باب ٦٧، ح ٥.
[٤] از امام باقر (عليه السلام) نقل شده كه فرمودند: مردى به خدمت رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله) آمد و عرض كرد: اى رسول خدا، به من چيزى تعليم فرما و بياموز، آن حضرت فرمودند: بر تو باد كه از آنچه در دست مردم است مأيوس باشى، بدرستى كه آن بىنيازى حاضر است. آن مرد عرض كرد: اى رسول خدا بر علمم بيفزاى. پيامبر فرمودند: از طمع بپرهيز، بدرستى كه آن فقر و نيازمندى حاضر است.
(وسائل الشيعة، ج ١٦، ص ٢٥، باب ٦٧، ح ٦).