شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٧٨ - فصل دوّم در توضيح و تشريح اين مقصود است
فصل دوّم در توضيح و تشريح اين مقصود است
بدان كه از براى قلب، كه مركز حقيقت فطرت است، دو وجهه است: يكى وجهه به عالم غيب و روحانيّت؛ و ديگر، وجهه به عالم شهادت و طبيعت.
و چون انسان وليده عالم طبيعت و فرزند نشئه دنياست- چنانچه آيه شريفه:
«فَأُمُّهُ هاوِيَةٌ» [١] نيز شايد اشاره به آن باشد- از بدو خلقت در غلاف طبيعت تربيت شود، و روحانيّت و فطرت در اين حجاب وارد شود، و كم كم احكام طبيعت بر آن احاطه كند، و هر چه در عالم طبيعت رشد و نماى طبيعى كند احكام طبيعت بر آن بيشتر چيره و غالب شود. و چون به مرتبه طفوليت رسد با سه قوه، هم آغوش باشد كه آن قوّه شيطنت- كه وليده واهمه است- و قوّه غضب و شهوت مىباشد. و هر چه رشد حيوانى كند اين سه قوه در او كامل شود و رشد نمايد و احكام طبيعت و حيوانيت بر آن غالب شود و شايد كريمه شريفه: «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ^ ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلِينَ» [٢] اشاره باشد به نور اصلى فطرت، كه تخمير به يد قدرت حق تعالى شده و آن «احسن تقويم» است؛ زيرا كه بر نقشه كمال مطلق و جمال تام است، و ردّ به «اسفل سافلين» اشاره به اين احتجاب به طبيعت- كه اسفل سافلين است- باشد. و چون اين احتجابات و ظلمات و كدورات بر نفس غالب و چيره است، و كم اتفاق افتد كه كسى به خودى خود بتواند از اين حُجُب بيرون آيد و با فطرت اصليه سير به عالم
[١] جايگاه او [كسى كه ميزان اعمالِ وى خفيف باشد] جهنَّم است. (قارعه/ ٩).
[٢] هر آينه به تحقيق، آدمى را در نيكوترين اعتدالى آفريديم، آن گاه او را فروتر از همه فروتران گردانيديم.
(تين/ ٥- ٤).