شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٧٧ - فصل پنجم در علاج اساسى سفه و افراط غضب به علاج اسباب مهيِّجه آن
جهت، واگذار كردن صاحب غضب را در اين حال به حال خود و منصرف نمودن آن را با حيلههاى عملى، أصلح است و در عين حال كار بسيار مشكلى است.
فصل پنجم در علاج اساسى سفه و افراط غضب به علاج اسباب مهيِّجه آن
و آنها بسيار است كه ما اكتفا مىكنيم به يكى از مهمّات آن كه سمَت اساس و بنيان ساير اسباب را دارد.
يكى از مهمّات اسباب مهيّجه آن، مزاحمت نمودن با يكى از مطلوبات نفسانيّه او است؛ چنانچه سگها چون اجتماع كنند بر سر يك جيفه مُردارى، چون مزاحمت در پيش آيد، غضب آنها فوران كند و جنگ و جنجال بر پا شود. از حضرت مولى الموالى، علىّ بن أبى طالب- عليه السلام- منقول است كه فرمودند: «دنيا جيفه است و طالبش سگها هستند»
« إنَّما الدُّنْيا جِيفَةٌ، وَ المُتَوافُونَ عَلَيْها أشْباهُ الكِلابِ». [١] و اين از بهترين تشبيهات است؛ زيرا تكالب بين ابناء دنيا بر سر اين جيفه گنديده است.
از اين جهت، اسّ اساس و امّ الأمراض را بايد حبّ دنيا كه رأس تمام خطيئات است، دانست. و چون حبِّ دنيا در دل متمكّن شد، به مجرّد آن كه با يكى از شئون دُنياوى مزاحمتى حاصل شد، قوّه غضب فوران كند و عنان اختيار را از دست بگيرد و متملّك نفس نشود و انسان را از جاده شريعت و عقل خارج كند.
پس علاج اساسى اين قوّه به قلع مادّه آن است كه آن حبّ دنيا است. و اگر انسان نفس را از اين حبّ تطهير كند، به شئون دنيائى سهل انگارى كند، و از فقدان
[١] اين حديث، بدين صورت نيز نقل شده است:
«إنَّما الدُّنْيا جِيفَةٌ، وَ المُتَوافُونَ عَلَيْها أشْباهُ الكِلابِ».
(تصنيف غُرر الحكم، ص ١٣٧، ش ٢٤٠٩).