شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٦٠ - فصل دوّم در بيان مقصود از تؤده و تسرّع
اين آيه با آن كه در سوره شورى [١] نيز هست، اختصاص به سوره هود شايد براى ذيل آن باشد كه مىفرمايد: «وَ مَنْ تابَ مَعَكَ»؛ در سوره شورى اين ذيل را ندارد. و از اين جهت كه تحصيل استقامت در امت، امرى است مشكل و سخت، آيه اين سوره را ذكر فرمود.
بالجمله، ثبات و پابرجا بودن در امور، اسباب پافشارى در معركههاى جنگى شود كه انسان به واسطه ناملايمات و شدايد، از جنگ روگردان نگردد، و در ذَبّ از نواميس الهيه لغزش براى او رخ ندهد؛ چنانچه در ناملايماتِ روحيّه نيز لغزش نكند و طمأنينه و ثبات نفس را از دست ندهد.
و به عكس، «تسرّع» يكى از ملكات ناهنجار است كه انسان به واسطه آن در هيچ چيز قرار نگيرد، و بزودى سبك مغزى و تهى بارى كند و انگاره كارها را از دست بدهد، نه در پيشآمدهاى روحى خوددار باشد، و نه در شدايد جسمى پايدارى كند. و از اين خُلق ناهنجار، مفاسد بسيار فردى و اجتماعى در مدينه فاضله رخ دهد. و انسان اگر داراى چنين روحى باشد، چه بسا كه به واسطه پيشآمدهاى كوچكى خود را ببازد و از وظايف الهيّه و روحانيّه چشمپوشى كند، و چه بسا كه نفس و شيطان بر او غلبه كنند و او را از راه حق منصرف كنند، و ايمان او دستخوش آنان گردد، و شعار دينى و مذهبى و شرفى خود را يكسره از دست بدهد.
طمأنينه نفس و ثبات قدم است كه انسان را در مقابل حزب شيطان نگهدارى كند، و بر لشكرهاى جهل و شيطنت غلبه دهد.
طمأنينه نفس و ثبات است كه انسان را بر قوّه غضب و شهوت چيره كند، و
[١] در سوره شورى، آيه ١٥ آمده است: «وَ اسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ» آن چنان كه مأمور شدهاى، استقامت كن.