شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٥١ - فصل ششم در شمّه اى از احاديث درباره تكبُّر
و حقارت روح به بدن سرايت كند، و آن را به صورت حيوان كوچكِ بىمقدارى درآورد كه در زير پاى مخلوق پايمال شود تا مردم از حساب فارغ شوند.
و محتمل است آن صورت غيبيّه ملكوتيّه، عكس العمل أطوار مُلْكيّه دنياويّه باشد، و چون اين جا خود را بزرگ جلوه داده است، حق تعالى او را در آن عالم كوچك و حقير كند.
«كَما تُدِيْنُ تُدانُ».
« ... كَما تُدِينُ تُدانُ يا مُبْتَغِي العِلْمِ» [١]
و در كافى شريف، از حضرت صادق- عليه السلام- روايت شده است كه:
«در جهنّم وادى [اى] است از براى متكبّران كه آن را سَقَر گويند. به خداى تعالى شكايت كرد از شدّت حرارت خود و خواهش كرد كه اذن دهد كه تنفس كند.
پس نفَس كشيد و جهنَّم از آن محترق شد».
« إنَّ في جَهَنَّمَ لَوادِياً لِلْمُتَكَبِّرِينَ يُقالُ لَهُ: سَقَرٌ، شَكا إلى اللّهِ- عَزَّ وَ جَلَّ- شِدَّةَ حَرِّهِ، وَ سَألَهُ أنْ يَأْذَنَ لَهُ أنْ يَتَنَفَّسَ فَتَنَفَّسَ فَأحْرَقَ جَهَنَّمَ». [٢]
عزيزا! انسان اگر احتمال صدق اين طور احاديث را بدهد، بايد بيشتر از ما درصدد علاج نفس برآيد. جائى كه چيزى، خود محل عذاب و آتش است، از شدّت حرارت به ناله درآيد و از نَفَس آن جهنَّم محترق شود، آيا ما با اين عذاب، بايد چطور به سر بريم؟ آيا براى اين چند روزه سركشى و بزرگى فروشى به بندگان خدا يا تكبّر به عبادت و اطاعت خدا، چطور خود را حاضر كنيم از براى چنين عذابى كه جهنم را به فرياد درآوَرَد؟ واى به حال غفلت و سرمستى ما. امان از اين بىهوشى و خواب سنگين ما.
[١] اين جمله مَثَلى است سائر و مشهور، و امام صادق- عليه السلام- از صحابى جليل القدر أبو ذرّ غفاري- رضي اللَّه عنه- خطبهاى را نقل فرمودند، كه ابو ذر در خلال آن فرمود:
«... كَما تُدِينُ تُدانُ يا مُبْتَغِي العِلْمِ»
يعنى: همان گونه كه عمل كنى، جزا و پاداش مىيابى، اى طالب علم.
(اصول كافي، ج ٢، ص ١٠٨، باب ذمّ الدُّنيا و الزُّهد فيها، ح ١٨؛ همان كتاب، ج ٢، ص ١١٢، ح ٤).
[٢] متن حديث، اين است:
«إنَّ في جَهَنَّمَ لَوادِياً لِلْمُتَكَبِّرِينَ يُقالُ لَهُ: سَقَرٌ، شَكا إلى اللّهِ- عَزَّ وَ جَلَّ- شِدَّةَ حَرِّهِ، وَ سَألَهُ أنْ يَأْذَنَ لَهُ أنْ يَتَنَفَّسَ فَتَنَفَّسَ فَأحْرَقَ جَهَنَّمَ».
(همان مصدر، ج ٢، ص ٢٣٥- ٢٣٤، باب الكبر، ح ١٠).