شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣١ - مقاله سوم در شمهاى از خصايص و صفات اين دو حقيقت عقليه و جهليه، به حسب آنچه در اين حديث شريف به آن اشاره فرموده
حُجَج [١]. و يكى از اطلاقات آن، كه مناسب با قول خداى تعالى است «الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى» [٢] نفس فيض منبسط است كه مستواىِ رحمان و مجلاى بروز سلطنت الهيّه است. و بنا بر اين اطلاق، معلوم شود كه: حقيقت عقليّه مخلوق از يمين عرش است، و آن تعيُّن اوّل اقرب به حق و جلوه مقدم بر ساير جلوات است؛ كه از براى آن، جنبه يمينيّت است و «يدُ اللّه» به اعتبارى، خود همين فيض است كه در نظر كثرت، يمين و يسار پيدا كند و در نظر وحدت
«كِلْتا يَدَيهِ يَمِينٌ»
[٣] باشد. و بنا بر اين توجيه از عرش، قوله عليه السلام:
«مِنْ نُورِهِ»
بيان عرش باشد، اگر نور را به معناى تجلّى فعلى محسوب داريم. و اگر نور را به تجلّى ذاتى حمل نمائيم، اشاره به غايت توحيد و تجريد است كه قلم و بيان را ياراى بسط آن نيست. و در اين نظر، حديث شريف از احاديث صعبه مستصعبه است كه اظهار آن افشاء سِرّ است. و اين خصيصه چهارم عقل است كه در حديث شريف به آن اشارت شده.
پنجم از خصايص عقل آن است- كه به آن سابق اشاره نموديم- كه خلق عقل از نور منبسط و اضافه اشراقيه است، و با آن كه جميع دارِ تحقق ظهور فيض منبسط است و تجلّى فيض اشراقى است، اختصاصِ عقل اوّل يا جمله عقول به آن براى افاده اين مطلب شايد باشد، كه عالم عقلى جلوه تام و اولين تجلى اين فيض است و ساير موجودات را وسايط و وسايل است؛ و از اين جهت، آنها
[١] همان.
[٢] خداوند رحمان، مُستوى بر عرش است. (طه/ ٥).
[٣] هر دو دستِ خدا، دست راست هستند.
(اصول كافى، ج ٢، ص ١٠١، كتاب الايمان و الكفر، باب الحُبّ في اللّه و البُغض في اللّه، باب ٦٠، ح ٧).
در نسخه دستنوشته حضرت امام (س) كلمه «كِلا» درج شده است.