شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٠٠ - فصل چهارم در بيان آنكه رغبت به دنيا موجب احتجاب از حق است
وَ فِي مِصْباحِ الشَّرِيْعَةِ، قالَ الصّادِقُ:
«الزُّهْدُ مِفْتاحُ بابِ الْآخِرَةِ وَ الْبَراءَة مِنَ النّار، وَ هُوَ تَرْكُكَ كُلَّ شَيءٍ يُشْغِلُكَ عَنْ اللّهِ تَعالى مِنْ غَيْرِ تَأسُّفٍ عَلى فَوْتِها وَ لا إعْجابٍ فِي تَرْكِها ...»
[١] الحديث.
فصل چهارم [در بيان آنكه رغبت به دنيا موجب احتجاب از حق است]
بدان كه رغبت به دنيا، موجب احتجاب از حق و بازماندن از سلوك الى اللَّه است، و مقصود از دنيا، هر چيزى است كه انسان را از حق تعالى به خود مشغول كند. و چون اين معنى در عالم ملك بيشتر تحقق دارد، اين اسم احق است از براى آن. و اشاره به اين معنى است همين حديث مصباح الشريعه كه زهد را تعبير فرمايد به ترك هر چيزى كه انسان را از حق تعالى مشغول كند و غافل نمايد.
و اهل معرفت، حجب نورانيّه و ظلمانيّه را- كه در حديث است كه از براى خداى تعالى هفتاد هزار حجاب از نور است و هفتاد هزار حجاب از ظلمت [٢]- به وجود اشياء و عوالم و تعيّن آنها تفسير فرمودند [٣]؛ چه كه اشتغال به هر يك، انسان را از وجه جمالِ جميل محروم و محجوب نمايد. و گاهى از اين حجب كثيره به حسب كليّات به هفت حجاب تعبير شده، چنانچه در احاديث شريفه وارد است.
[١] زهد كليد در آخرت و برائت از آتش است، و آن ترك هر چيزى است كه آدمى را از خدا مشغول سازد، بدون تأسُّف بر فوت دنيا و نداشتن خودپسندى در ترك آن.
(شرح فارسى مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه، عبد الرزاق گيلانى، باب ٣١، در بيان زهد، ص ١٩٤- ١٩١).
[٢] بحار الأنوار، ج ٥٥، ص ٤٤، كتاب السماءِ و العالم، باب الحُجُب و الأستار (٥)، ح ١٢ و ص ٤٥، ذيل ح ١٣.
[٣] نگاه كنيد به: أنوار جَليّه، مولى عبد اللَّه زنوزى (ره)، ص ٣٦٠.