شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٧٨ - فصل اوّل در بيان معنى عفّت است
را، كه غلوّ و زياد روى كند، و در هر موقع و با هر چيز قضاى وطر [١] لذّت خود كند؛ زيرا كه در هر يك از قواى انسانى راجع به آن شعبه [اى] كه به آنها مربوط است، اطلاق و عنان گسيختگى است؛ به اين معنى كه مثلًا در جوهر طبيعت قوه شهوت، رسيدن به لذّات خود است بطور اطلاق، و لو اين كه مصادم با نظام شرع و عقل شود، و لو اين كه قضاء وطر [٢] شهوت خود را از مطعم حرام و مشرب و منكح حرام- گرچه نكاح محارم و امّهات باشد- كند. پس «شره» عبارت است از:
افراط شهوت و ولوع بودن بر لذّات بيش از حدِّ نظام عقلى و شرعى و زيادتر از ميزان واجب.
و نيز نفس بهيمى را جهت تفريطى است كه از آن تعبير به «خمود» كنند و آن عبارت است از: بازداشتن قوه شهوت از حدّ اعتدال و مقدار لازم، و مهمل گذاشتن اين قوه شريفه كه از براى حفظ شخص و نوع، به او مرحمت شده است.
و چون اين قوه، در تحت ميزان عقل و شرع ارتياض پيدا كرد و از جانب غلوّ و تقصير و حد افراط و تفريط، خارج شد و متحرّك به حركات عقليّه و شرعيّه گرديد، و در تحت تصرّف عُمّال الهى درآمد، و از تصرف و خدعه شيطان و وهم خارج شد، يك حالت سكونت و طمأنينه [اى] در آن حاصل شود و يك ملكه اعتدال و ميانه روى در آن پيدا شود كه از قوه [اى] كه صبغه عقليّه بلكه الهيه پيدا كرده، تعبير به «عفّت» شود.
و از اين بيانات معلوم شد كه معنى «هتك» چيست كه در روايت شريفه، مقابل و مضادّ با «عفّت» قرار داده شده، و ظاهر آن است كه طرف افراط و غلوّ باشد. و
[١] در اصل «وتر» آمده است.
[٢] همان.