شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٧١ - فصل دوّم در تعقيب اين مقصد و موعظت در اين باب
كه اسفل سافلين است- كند به واسطه مخالف بودن آن با جوهر ذات او كه از عالم نور است، كم كم كدورت طبيعت در او اثر كند، و او را ظلمانى و كدر كند، و غبار و زنگار طبيعت وجه مرآت ذات او را فراگيرد. پس، از فهم روحانيات كور شود و از ادراك معارف الهيّه و فهم آيات ربّانيّه محروم و محجوب شود. و كم كم اين احتجاب و حمق روزافزون گردد تا آن كه نفس، سِجّينى و از جنس سِجّين گردد «فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً» [١]؛ «وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ» [٢]؛ «وَ جَعَلْنا عَلى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَ فِي آذانِهِمْ وَقْراً». [٣]
و در آيات شريفه قرآنيه به اين دو مقام بسيار اشاره شده است، و خيلى مورد عنايت ذات مقدّس حق- جلّ و علا- است؛ چه كه تمام شرايع الهيّه، مقصد اصلى آنها همان نشر معارف است، و آن حاصل نشود جز به علاج نفوس و طرد آنها از ظلمت طبيعت، و خلاص آنها به عالم نورانيّت.
فصل دوّم در تعقيب اين مقصد و موعظت در اين باب
حبيبا! لختى از خواب گران برخيز، و راه و رسم عاشقان درگاه را برگير، و دست و رويى از اين عالم ظلمت و كدورت و شيطانيّت شستشو كن، و پا به كوى دوستان نِه، بلكه به سوى كوى دوست حركتى كن.
[١] در دلهاى ايشان مرضى است، و خدا بر مرض ايشان افزوده است. (بقره/ ١٠).
[٢] و آنها كه كافر شدند، ياور ايشان طاغوت است كه آنها را از روشنى به تاريكى مىبرد. (بقره/ ٢٥٧).
[٣] و قرار داديم بر دلهاى ايشان پردههايى را، تا آن را فهم نكنند و ادراك ننمايند، و گوشهاى ايشان را سنگين كردهايم. (إسراء/ ٤٦).