شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٣٠ - فصل اوّل مقصود از رأفت و قسوت
و گوئى رحمت، حال قلب معنوى- يعنى «نفس»- است، و رأفت، حال قلب جسمانى است؛ زيرا كه براى روح كه عقل است، مظاهر و منازلى است، مثل نفس و بدن. و همين طور غضب، حال نفس است، و قسوة حال قلب صنوبرى است. [١] انتهى كلامه مترجماً. [٢]
و اين كه فرموده است: رأفت و قسوة حال قلب جسمانى صنوبرى است، در ظاهر درست نيايد؛ زيرا كه اين دو از امور معنويّه غير جسمانيّه ملازم با ادراك يا متقوّم به ادراك است كه از افق جسم و جسمانى بعيد و منزه است. لكن مقصود آن است كه رأفت به افق جسمانيّت، نزديكتر از رحمت است؛ و به عبارت ديگر، رحمت از صفات نفس است در وجهه غيبيّه ملكوتيّه آن، و رأفت از صفات آن است در وجه ظاهره آن، كه تعبير از آن به مقام صدر توان كرد.
و بايد دانست كه در حقيقت رحمت و رأفت، معنى رقّت كه ملازم با انفعال است دخالت ندارد، بلكه اين حقايق چون ساير حقايق وجوديّه به حسب اختلاف نشئات و مراتب و منازل، احكام آنها بالعرض فرق كند. چنانچه حقيقت علم و قدرت و حيوة- كه از اصول اوصاف كماليّه وجوديّه است- به حسب منازل و مراحل صعود و نزول، احكامشان فرق دارد، از مرتبه علم و قدرت و حيوة ذاتيّه واجبه قديمه قيّوميّه، تا مرتبه نازله انفعاليّه تجدّديّه حادثه متقومه به غير.
و اين اختلاف از توابع اختلاف حقيقت وجود و عرض عريضى كه در آن حقيقت است، مىباشد، چنانچه در محل خود مقرّر و مبرهن است. [٣]
بنا بر اين، حقيقت رحمت و رأفت و عطوفت و امثال آن به حسب نشئات
[١] شرح اصول الكافي، صدر الدّين شيرازى، ج ١، ص ٤٣٥.
[٢] ما در فصل سوم اين مقصد در اين باب بيانى مفيد نموديم، مراجعه شود به آنجا. منه عفى عنه.
[٣] رجوع شود به: الأسفار الأربعة، ج ١، ص ٧١، فصل ٧.