شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢١٠ - فصل سوم در تعقيب اين باب و موعظت اولو الألباب است
بيرون است و از طاقت عدد تحديد خارج است [١]، بنده [اى] از بندگان يا مخلوقى از مخلوقات، دخالت و شركت داشته و دارد؟
اى انسان محجوب كه در نعمتهاى بىسابقه الهى غرقى و در رحمتهاى رحمانى و رحيمى فرو رفتى و ولى نعمت خود را گم كردى، اكنون كه به حد رشد و تميز رسيدى، به هر حشيشى متشبث و به هر پايه سستى معتمد شوى؟!
امروز كه بايد با تفكّر در نعمتها و رحمتهاى الهيّه دست طلب را از مخلوق ضعيف كوتاه كنى، و با نظر به الطاف عامّه و خاصّه حقّ- جلّ و علا- پاى كوشش را از در خانه غير حق ببرى، و اعتماد جز به ركن ركين رحمت الهى نكنى، چه شده است كه از ولى نعم خود غفلت كرده، و به خود و عمل خود و مخلوق و عمل آنها اعتماد كردى، و مرتكب چنين شركى خفىّ يا جلىّ شدى؟
آيا در مملكت حق تعالى، متصرّفى جز خود ذات مقدّس يافتى، يا قاضى الحاجات ديگرى سراغ گرفتى، يا دست رحمت حق را كوتاه و مغلول مىدانى، يا نطاق رحمت او را از خود كوتاه مىبينى، يا او را از خود و احتياج خود غافل مىپندارى، يا قدرت و سلطنت او را محدود مىبينى، يا او را به بخل و غلّ و شحّ نسبت مىدهى؟
اى نويسنده مرده دل! واى گرفتار هواهاى نفسانيّه و پا بند آب و گل! تا كى و چند كورى باطن و عماى قلبى؟! تا كى از ولى نعمت خود غافل و از معرفت جمال و جلال او محجوبى؟! و تا كى و چند به دامهاى ابليسى و تسويلات نفسانيّه گرفتارى؟!
[١] اشاره است به اين آيه شريفه: «وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها».
و اگر بخواهيد كه نعمتهاى خداوند را شمارش كنيد، نمىتوانيد آنها را به شمارش در آوريد. (نَحْل/ ١٨).