شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٠٨ - فصل سوم در تعقيب اين باب و موعظت اولو الألباب است
و جلوه رحمانيّت و رحيميّت ذات مقدّسش به تمام ممكنات- خدمتگزار باشد يا عاصى، سعيد باشد يا شقى، مؤمن باشد يا كافر- مبسوط است. [١]
رحمانيّت مطلقه مر او را است كه قبل از پيدايش بشر تمام وسايل حيوة مُلكى و ملكوتى، دنياوى و آخرتى او را فراهم فرموده، موادّ عالم طبيعت و قواى ملكيّه و ملكوتيّه را خاضع اين انسان سركش قرار داده.
رحيميّت تامّه كامله، مخصوص ذات مقدّس است كه اين انسان را در عين اين كه از انْزَل موجودات طبيعيّه خلق فرموده، و بذر وجود او را در مادّه كثيفه اين عالم [٢]- كه در صف نعال عوالم قرار گرفته- كشت فرموده، او را لايق حركت به اوج كمال غير متناهى و وصول به مرتبه فناىِ مطلق قرار داده. [٣]
اى انسان ضعيف بيچاره! آن روزى كه در كتم عدم و چاه نيستى پنهان بودى، و نه از تو و نه از پدران تو خبرى بود «نه از دُرد نشان بود و نه از دُرد نشان»
| بودم آن روز، من از طايفه دُرْدكشان |
| كه نه از تاك نشان بود و نه از تاك نشان |