شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٨٨ - فصل چهارم در نقل بعض احاديث شريفه در اين باب
نموده، و نور خداداد جبلّتش را به ظلمتهاى كثرات خلقيه منطفى و منطمس كرده، كفران نعم الهيه كند، و هر نعمتى را به موجودى نسبت دهد، و چشم اميدش دائماً به اهل دنيا باز، و دست طمعش به فقرائى كه چون خودش فقر در ناصيه همه ثبت است، دراز است.
اى بيچاره انسانِ محجوب كه عمرى در نعمتهاى بىمنتهاى حق غوطه خوردى، و از رحمتهاى بىكرانش برخوردار گشتى، و ولى نعمت خود را نشناخته، كوركورانه از ديگران ستايش كردى، و به ناكسان كرنش نمودى! آرى، شكر مخلوق از وظايف حتميه است، چنانچه فرمودهاند:
«مَنْ لَمْ يَشْكُرِ الْمَخْلُوْقَ لَمْ يَشْكُرِ الْخالِقَ»
« مَنْ لَمْ يَشْكُرِ النّاسَ لا يَشْكُرُ اللّهَ». [١] لكن از آن جهت كه آنها را خداوند وسايل بسط نعمت و رحمت مقرّر فرموده؛ نه آن كه با شكر آنها از خالق و رازق حقيقى محجوب گردى؛ چه كه اين عين كفران نعمتِ ولى نعم است.
بالجمله معلوم شد كه شكر از لوازم فطرت مخموره است، و كفران از احتجاب فطرت و از جنود ابليس و جهل است. و با اين بيان فتح ابوابى از معارف شود، به شرط رجوع به فطرت مخموره و خروج از حجاب و احتجاب.
فصل چهارم در نقل بعض احاديث شريفه در اين باب
مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ بِإسْنادِهِ عَنْ أبِي عَبْدِ اللَّهِ- عَلَيْهِ السَّلامُ- قالَ:
[١] اين عبارت در هيچ يك از جوامع حديثى يافت نشد، ولى شبيه به مضمون آن، بدين گونه از پيامبر اسلام (ص) نقل شده:
«مَنْ لَمْ يَشْكُرِ النّاسَ لا يَشْكُرُ اللّهَ».
(كنز العُمّال، ج ٣، ح ٦٤٤٣).