شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٧٨ - فصل ششم در فضيلت رضا و ذم سخط از طريق نقل
خودم براى خودم مىخواهم.
پس موسى- عليه السلام- فرمود كه: شنيدم مىگفتى به حق تعالى
«يا بارّ يا وَصول».
اين «برّ» و «وصله» چيست؟ گفت: در اين شهر كسى نيست كه او را بشناسد يا عبادت كند غير از من. موسى تعجب فرمود و گفت: اين شخص عابدترين اهل دنيا است [١]. انتهى.
آرى، آنان كه از جذوه محبت الهى بهره دارند، و از نور معارف قلبشان متنور است، هميشه با حق دلخوش و با رضاى او مأنوسند. آنها مثل ما در ظلمت دنيا فرو نرفتند، و از لذات و شهوات دار فانى منفعل نشدند. آنها شطر قلوبشان به حق و اسماء و صفات او مفتوح است، و از ديگران دل خود را بسته و چشم خود را پوشيدهاند.
عزيزا! خداى تعالى قضاى خود را اجرا خواهد فرمود؛ چه ما سخطناك باشيم به آن يا خوش بين و خشنود، تقديرات الهيه بسته به خشنودى و سخط ما نيست. آنچه براى ما مىماند از سخطناكى و غضب، نقص مقام و سلب درجات و سقوط از نظر اولياء و ملكوتييّن و سلب ايمان از قلوب است؛ چنانچه در روايات است از حضرت صادق كه: چگونه مؤمن، مؤمن مىباشد در صورتى كه سخطناك است از قسمتش، و تحقير مىكند منزلت خويش را با آن كه خداوند حاكم بر او است.
« لَقِىَ الحَسَنُ بْنُ عَليٍّ- عَلَيْهِما السَّلامُ- عَبْدَ اللّهِ بْنِ جَعْفَرٍ، فَقالَ: يا عَبْدَ اللّهِ كَيْفَ يَكُونُ الْمُؤْمِنُ مُؤْمِناً وَ هُوَ يَسْخَطُ قِسْمَهُ و يُحَقِّرُ مَنْزِلَتَهُ، وَ الحاكِمُ عَلَيْهِ اللّهُ». [٢]
[١] سفينة البحار، شيخ عبّاس قمي (ره)، ج ١، ص ٥٢٤، باب الرِّضا.
[٢] متن حديث اين است: عَنْ أبِي عَبْدِ اللَّهِ- عليه السلام- قالَ:
«لَقِىَ الحَسَنُ بْنُ عَليٍّ- عَلَيْهِما السَّلامُ- عَبْدَ اللّهِ بْنِ جَعْفَرٍ، فَقالَ: يا عَبْدَ اللّهِ كَيْفَ يَكُونُ الْمُؤْمِنُ مُؤْمِناً وَ هُوَ يَسْخَطُ قِسْمَهُ و يُحَقِّرُ مَنْزِلَتَهُ، وَ الحاكِمُ عَلَيْهِ اللّهُ».
(اصول كافي، ج ٢، ص ٥١، كتاب الايمان و الكفر، باب الرضا بالقضاء، ح ١١).