شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٤٤ - فصل چهارم در كيفيت جمع بين خوف و رجا است
انقطاع دار طبيعت و رجوع نفوس شريفه آنان از اين عالم منقطع نشود. بلى، در هر نشئه به طورى ظاهر و داراى اثرى خاص است.
و اين كه در شرح اصول [كافى]، فيلسوف عظيم الشأن اسلامى و حكيم بزرگوار ايمانى- رضوان اللَّه عليه- در ذيل اين فقره از حديث شريف فرمودند كه: «خوف، از كمالِ باقيه در عالم آخرت نيست، و منقطع مىشود به انقطاع اين عالم» [١]؛ مقصود غير اين خوف است كه از تجلّيات جلال است؛ زيرا كه اين تجلّيات بعد از رفع اشتغال از طبيعت، بالاتر و كاملتر است. و هر چه، ارواح و نفوس در غلاف طبيعت باشند از اين تجلّيات محرومترند.
و اين خوف، از سنخ عذاب و جنس عقاب نيست تا با آن عالم منافات داشته باشد، و شايد در آن عالم نيز نسبت به همه نفوس و ارواح كامله، تجلّى لطف و رحمت غلبه بر تجلى جلال و عظمت كند. بنا بر اين، خوف منقطع شود.
ولى تحقيق آن است كه پيش اصحاب قلوب و ارباب معرفت ثابت است كه هر اسم جمالى را در باطن، جلالى و هر جلالى را جمالى است [٢]. و چون پس از تجلّيات جلاليّه انس حاصل شد، خوفِ حاصل از عظمت، بدل به طمأنينه و سكون شود. پس خوف- كه از تجليات ابتدائيه اسماء جلال است- منقطع شود و انس و طمأنينه و محبت حاصل شود، و اللَّه العالم.
و بايد دانست كه اين كه مذكور شد كه «خوف منقطع شود» فرق دارد با آن انقطاعى كه فيلسوف سابق الذكر و بعض شرّاح و محدّثين جليل القدر گويند [٣]؛
[١] شرح اصول الكافي، صدر المتألّهين شيرازي (ره)، ج ١، ص ٤١٨.
[٢] نگاه كنيد به: الإنسان الكامل، شيخ عبد الكريم جيلي، ص ٩١.
[٣] شرح اصول الكافي، صدر المتألّهين شيرازي (ره)، ج ١، ص ٤١٩؛ شرح اصول كافي، مولى صالح مازندراني (ره)، ج ١، ص ٢٨٠.