شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٤٢ - فصل چهارم در كيفيت جمع بين خوف و رجا است
اگر اعمال بني الانسان نبود و صورتهاى غيبى عملهاى زشت ما نبود، جهنّمى نبود و همه عالم غيب بَرْد و سلامت بود.
و در عين حال، جهنم، باطنش صورت لطف و رحمت الهى است كه براى تخليص مؤمنان معصيت كار و رساندن آنها را به سعادت ابد، چاره منحصره است؛ زيرا كه فطرت مخموره صافيه انسان، چون طلائى است كه در ايّام عمر، آن را مغشوش و مخلوط به مِس نموده باشيم. بايد آن طلا را با كورهها و آتشهاى ذوبكننده خالص نمود و از غلّ و غش بيرون آورد:
«النّاسُ مَعادِنُ كَمَعادِنِ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ».
[١]
پس جهنم، براى كسانى كه فطرتشان بكلى محجوب نشده و به كفر و جهود و نفاق نرسيده باشند، رحمت است در صورت غضب.
فصل چهارم در كيفيت جمع بين خوف و رجا است
و آن به دو نحوه است. كه يكى مختصّ به كاملين و ارباب معارف است، و آن جمع بين تجلّيات لطفيه و رحمانيّه- كه اسماء جمال است- و تجلّيات قهريّه و كبريائيّه- كه اسماى جلال است- يا جمع بين تجلّى به رحمت و تجلّى به عظمت است.
چون قلوب اولياء به حسب فطرت اصليّه، مختلف و متميّزند، يك قسم از قلوب است كه به افق رحمت نزديكتر و مناسبتر است، و آن قلوبى است كه از
[١] مردم معدنهايى چون معدنهاى طلا و نقره مىباشند. اين حديث نبوى نقل شده در: مُسنَد احمد بن حنبل، ج ٢، ص ٥٣٩.