شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٣٧ - فصل سوم در فرق ميان خوف، كه از جنود عقل و رحمان است، و ميان قنوط، كه از جنود جهل و شيطان است
و تعظيم كند، و در محضر او- كه همه عالم است- ممكن نيست كه مخالفت او كنى. پس اين مخالفتها از احتجاب است، و اين احتجاب مايه غرور است.
هان اى عزيز! از خواب گران برخيز! و از اين غرور شيطانى بپرهيز كه اين غرور انسان را به هلاكت ابد رساند، و از قافله سالكان بازدارد، و از كسب معارف الهيّه- كه قرّة العين اهل اللَّه است- محروم كند.
و بدان كه با غرور، مواعظ الهيّه و دعوتهاى انبياء و موعظتهاى اولياء اثر نكند؛ زيرا كه غرور ريشه همه را بنيانكَن كُند، و اين از دامهاى بزرگ و نقشههاى دقيق ابليس و نفس است كه انسان را از فكر خود و فكر مرضهاى خود ببرد، و موجب نسيان و غفلت شود، و اطباى نفوس از علاج او عاجز شوند، و يك وقت به خود آيد كه كار از اصلاح گذشته و راه چاره بكلى مسدود شده. قال [الله]- تعالى: «وَ أَنْذِرْهُمْ يَوْمَ الْحَسْرَةِ إِذْ قُضِيَ الْأَمْرُ وَ هُمْ فِي غَفْلَةٍ وَ هُمْ لا يُؤْمِنُونَ». [١]
فصل سوم در فرق ميان خوف، كه از جنود عقل و رحمان است، و ميان قنوط، كه از جنود جهل و شيطان است.
بدان كه مبادى خوف از حق تعالى و يأس و قنوط از رحمت اللَّه، مختلف و آثار و ثمرات آنها نيز متفاوت و متمايز است؛ زيرا كه خوف يا از تجلّى جلال و عظمت و كبرياى حق- جلّ جلاله- است، و يا از تفكّر در شدّت بأس و دقت
[١] و آنان را بترسان از روز حسرت كه كار به پايان آمده، و آنان همچنان در حال غفلت و بىايمانى هستند.
(مريم/ ٣٩).