شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٣٢ - فصل دوم در بيان فرق ما بين رجاء و غرور است
مبدأ رجاء علم به سعه رحمت، و ايمان به بسط فيض و كمال و اسماء و صفات است. و مبدأ غرور، تَهاون به امر الهى، و جهل به عوالم غيب و صور غيبيه افعال و لوازم ملكوتيه صفات نفس است. و از اين جهت، آثار اين دو نيز مختلف است؛ زيرا كه كسى كه معرفت به سعه رحمت و بسط نعمت حق و ايمان به آن دارد، حالت رجاء براى او دست داده، همين معرفت او را به تزكيه اعمال و تصفيه اخلاق و جديّت در اطاعت اوامر مولى و ولىّ النعم دعوت كند، و كسى كه صاحب غرور است، در دام شيطان و نفس امّاره، از كسب معارف و تحصيل اخلاق كريمانه و اعمال صالحه بازماند.
نفوس راجيه در عين حال كه به همه طور، قيام به امر مىكنند نقطه اتّكاء آنها به اعمال و احوال خود نيست؛ زيرا كه آنها عظمت حق را دريافتند و مىدانند در مقابل عظمت حق، هر چيزى كوچك و هر كمالى بىمقدار است، و در پيشگاه جلالت كبرياى او، همه اعمال صالحه به پشيزى نيرزد. اتكاء آنها به رحمت و بسط فيض ذات مقدّس است.
ولى نفوس مغروره از همه كمالات بازمانند و خود را در صف اراذل حيوانات منسلك كنند، و از حق تعالى و رحمت او، غافل و رو برگرداناند، و به صرف لقلقه لسان مىگويند: خدا أرحَمُ الرّاحمين است و خدا بزرگ است.
شيطان آنها را وادار كند به معاصى كبيره و ترك واجبات عظيمه، و به آنها تلقين كند كه در مقام عذر بگويند: خدا بزرگ است. در صورتى كه اگر ذرّه ذرهاى از عظمت خداوند- تبارك و تعالى- را دريافته بودند ممكن نبود در محضر او و حضور او، با نعمت او مخالفت او كنند.
اينان خداوند را به عظمت و بزرگى ياد كنند و سعه رحمت حق را به رخ