شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٣١ - فصل دوم در بيان فرق ما بين رجاء و غرور است
قلب را فرا گيرد، به طورى كه از عالم غيب و جلوات اسماء و افعال محروم ماند و از عكس جلوه رحمانى محتجب شود. پس حكم يأس و قنوط در قلب غلبه كند، به طورى كه خود را از سعه رحمت حق منعزل كند؛ و اين غايت خذلان است- نعوذ باللَّه منه.
فصل دوم در بيان فرق ما بين رجاء و غرور است
بدان كه انسان به واسطه حبِّ نفس و خودخواهى و خودبينى، از خود غافل شود و چه بسا كه نقصانها و عيبهائى در اوست و او آنها را كمال و حسن، گمان كند. و اشتباه بين صفات نفس بسيار زياد است، و كم كسى است كه بتواند تمييز صحيح بين آنها بدهد. و اين يكى از معانى، يا يكى از مراتب نسيان نفس است كه از نسيان حق- جلَّ و عَلا- حاصل شده است، كه اشاره به آن فرموده در سوره حشر، آيه ١٩: «وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ» [١] و ما اكنون، درصدد بيان آن به وجه تفصيلى نيستيم.
يكى از امورى كه مورد اشتباه است و انسان به واسطه محجوبيّت گول مىخورد، تمييز ما بين غرور و امانى و ما بين رجاء و وثوق به حق است. و پر معلوم است كه غرور از بزرگترين جنود ابليس است، به خلاف رجاء كه از جنود رحمان عقل است؛ با اين كه اين دو، هم به حسب مبادى و هم به حسب آثار، مختلف و متميزند.
[١] و مانند كسانى كه خدا را فراموش كردهاند، نباشيد، و خدا نيز چنان كرد كه ايشان خود را فراموش كنند، آنان همان فاسقان و نافرمانان هستند.