شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٠٣ - فصل پنجم راه تحصيل ايمان
بهشت اهل طاعت است- يافت نشود. پس انسان به حسب فطرت، مؤمن به نشئه غيبيّه است.
و معلوم است كه عشق فعلى و عاشق فعلى معشوق فعلى لازم دارد؛ چه كه متضايفين متكافئين در قوّه و فعل هستند. پس بايد معشوقهاى فطرت، بالفعل باشد تا فطرت به آنها متوجه باشد.
و گمان نشود كه شايد انسان در خطا و غلط باشد، و نفس متوجه به صورتهاى ذهنيه و خيالات موهومه باشد، كه اصل ندارد. زيرا كه صورتهاى خياليّه، خود، معشوق نفس نتواند بود؛ زيرا كه آن صورتها همه محدودند و نفسْ عاشقِ غير محدود است. و ديگر آن كه، چون كه اين فطرت، لازمه وجود است، در آن خطا و غلط راه ندارد؛ چنانچه به برهان لمّى معلوم شده است در علوم عاليه [١]. و اين رواق گنجايش برهان ندارد، تا اين قدر نيز از وظيفه و قرارداد خارج شد، چنانچه از ساير فطرتها نيز صرف نظر نموديم.
و از آنچه مذكور شد معلوم شود كه كفر مورد تنفّر فطرت است و از فطريّات محجوبه است نه مخموره، وَ الْحَمْدُ لِلّهِ أوَّلًا وَ آخِراً.
فصل پنجم [راه تحصيل ايمان]
اكنون كه معلوم شد ايمان غير از علم است، و آنچه كه در ما از معارف و حقايق توحيد و اسماء و صفات است علم است و قلب ما را از آنها خبرى نيست، و معلوم شد كه تا اين امور به قلب نرسد و قلب به آنها مؤمن نشود اثرش
[١] نگاه كنيد به: الأسفار الأربعة، ج ٧، ص ١٤٨، فصل ١٥ از موقف ٨.