شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٣٣٧ - معرفت شناسى مبتنى بر نسبيت فهم و انكار ضرورت هاى علمى
و بر اين اساس مى پندارد علم حقيقى تنها در جايى حاصل مى شود كه علم مطلق وجود داشته باشد , و انسانى كه مطلق دان نيست گرفتار شك و جهل بسيط يا پيچيده است , سر اين خطا آنستكه او آگاهى به جميع لوازم و ملزومات و ملازمات بدون واسطه يا با واسطه كم يا زياد شى واحد را جمعا يك مساله و يك قضيه تلقى نموده است
نفى علم مطلق از انسانها و حصر آن نسبت به خداوند سبحان اگر به معناى سلب علوم يقينى محدود , نسبت به برخى از حقايق آفرينش نباشد , امرى مقبول و شايسته است , قرآن كريم به تفاوت مراتب علم نسبت به همه مخلوقات و حتى نسبت به انبياء تصريح نموده و در آياتى نظير[ و لقد فضلنا بعض النبيين على بعض
| ] اسراء | ٥٥ و[ |
| ] بقره | ٢٥٣ و[ |
| ] يوسف | ٣٦ بر مراتب فزاينده علم تا آنجا كه به علم مطلق الهى ختم شود اشاره |
توضيح فوق مبين اين حقيقت است كه ادعاى ياد شده از معرفت شناس معتقد به نسبيت علوم مبنى بر نفى ملازمه بين نظر معرفت شناسانه او با انكار ضرورتهاى علمى و دينى , خالى از مغالطه و سفسطه نيست
مغالطه از ناحيه خلط بين مدعى و يا ادعا با مدعا حاصل شده است زيرا اذعان به وجود مدعيان مختلف و داعيه هاى گوناگون هرگز به معناى اعتراف به صحت و يا اعتراف به امكان صحت ادعاهاى آنان