شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٤ - چند تذكر
نابودى علم و حصول جهل است تحصيل علوم مختلف نسبت به ابعاد متفاوت واقعيت غير از تبديل علم سابق و نسبى بودن آن است تفاوت اشكال اول و چهارم
اشكال پنجم
٢٨٠تجرد و غير مادى بودن علم دليلى بر عصرى و نسبى نبودن آن است علم عبارت از حضور بوده و اشياء مادى در غيبت از يكديگرند
اشكال ششم
٢٨١انديشه هايى كه نه تنها در چهارچوب پيش فرضهاى پيشين نيستند بلكه بطلان و نابودى آنها را فراهم مى آورند توانايى براى تحصيل انديشه هاى بى ارتباط و يا مناقض نسبت به انديشه هاى پيشين
اشكال هفتم
٢٨٣تغيير و دگرگونى در عالم و ثبات علم حركتهائى كه در تحصيل و بسط يك علم واقع مى شوند هيچ يك حركت در علم نمى باشد و چون به نتيجه علمى خاص منجر مى شوند حركت علمى ناميده مى شوند از برخى قواعد علمى كه مربوط به حركتهاى مختلف انسان است عصرى و نسبى بودن علم ثابت نمى شود
اشكال هشتم
٢٨٧قرين بودن تحول در يك معرفت با تحول در تمامى ابعاد معرفتى با چند استشهاد جزيى و يا تشبيه شاعرانه قابل اثبات نيست
اشكال نهم
٢٨٨در تشبيهاتى كه براى نظامواره بودن معرفت ارائه مى شود تحقق مشبه و مشبه به محال است تمامى عناصر هيچ منظومه نمى تواند نسبى باشد