شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢١ - فهرست تفصيلى
داورى در مورد آنها مى پردازد ناآگاهى از معرفت عرفانى و قياس آنها با كلام اشعرى فاصله عرفان نظرى با كلام اشعرى فاصله بود و نبود است توحيد افعالى به معناى انكار نظام على نيست انكار عليت و ارجاع آن به جرى عادت صعود بر عليت و خرق عادت جمود اشعرى و شهود عرفانى تحقير معرفت عرفانى و تلقين بى نيازى از معرفت دينى با داعيه ارادت به مولوى و احياء معرفت دينى رساله[ سير فلسفه اسلامى در ايران] ناآشنايى به منابع و مبانى
بازيگرى و تماشا
٢٥٩تشبيه معارف درجه اول و معرفت شناسى به بازيگرى و تماشا و بار منفى فلسفى آن علوم درجه اول صحنه دعوى و علوم درجه دوم جايگاه داورى است
داوريهاى درجه نخست و داوريهاى معرفت شناسى
٢٦١امتياز داوريهاى علوم درجه اول و درجه دوم مسائل , مبادى و اصول موضوعه معرفت شناس دو نوع داورى در مورد مسائل معرفت شناسى داورى درباره كيفيت داد و ستد معرفت شناسى با ديگر علوم به معناى تنزل دادن معرفت شناسى به علوم درجه نخست نيست افشاى اسرار و روابط معرفت شناسى با ديگر علوم حاصل علمى است كه در رديف چهارم قرار دارد
مبادى فلسفى و معرفت شناسى
٢٦٨اخذ اساسى ترين مبادى معرفت شناسى از فلسفه و هستى شناسى اصل واقعيت وجود علم وجود خطا و وجود راه براى تشخيص خطا از موضوعات فلسفى هستند اولى بودن برخى از مسائل با فلسفى بودن آنها ناسازگار نيست عصرى بودن فهم بشر و نسبى بودن آن يك گزاره فلسفى است