شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٦٨ - فصل سوم مبادى تصورى و تصديقى مساله قداست
است بر آن مترتب نيست
سر نقد ناپذيرى قرآن همانطور كه بيان شد در حق , خالص , كامل و صحيح بودن آن نهفته است اگر مفسر يا فقيهى با تدبر تام درباره مطلب معينى از آن به هدف رسيد و همان مقصود قرآن را فهميد گرچه فهمنده بشر است و فهم بشرى است توفيق يافته به وادى مفهوم كه همان هدف قرآن است و الهى و حق مى باشد , راه يابد
براى روشن تر شدن بحث لازم است سه صف اصلى ترسيم كرده و از خلط بين احكام صفوف سه گانه پرهيز نماييم صف اول جايگاه دين است ( قرآن و عترت ) , صف دوم جايگاه علوم اسلامى است كه عالمان درجه اول در آن قرار دارند و به بررسى و استنباط قوانين و قواعد دينى مى پردازند , صف سوم جايگاه معرفت شناسى است كه معرفت شناسان در آن جاى گرفته و به داورى درباره هويت هاى جمعى و جارى علوم مشغولند , و صف چهارم جايگاه تحليل معرفت شناسى است كه محققان در آن منزل گزيده و داورى عادلانه يا جائرانه معرفت شناسان داور را مورد بررسى قرار مى دهند , و گاهى مبانى فلسفى آنها را كه دستمايه اصلى براى هرگونه داورى است مورد دقت قرار داده و زمانى مبادى معرفت شناسى آنان را كه وسيله بلاواسطه و نزديك قضا و حكم است , محور مطالعه قرار مى دهند
صفوف ديگرى نيز وجود دارند هم از جهات ديگر به شون معرفت شناسى و به رفتار و گفتار و نوشتار معرفت شناس مى نگرند و هم بر ناظران بر معرفت شناس اشراف دارند آنچه مهم است اين است كه معرفت شناس در صف سوم قرار دارد و تمام سخنان او بايد در مدار احكام سومين صف باشد , و هرگز جا عوض نكند , بطورى كه گاهى در صف دوم و زمانى در صف سوم بنشيند , و چون در صف سوم قرار گرفت همواره از بيرون به علوم درجه اول بنگرد نه از درون و نه تلفيقا از درون و بيرون چنانكه