شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٣١٤ - نقد نسبيت
فرضيه رقيب ابطال شود , به شرحى كه پيش از اين گذشت با خلط بين احتمال عقلى و امكان ذاتى و استعدادى , تغيير بالقوه همه دانشها آنهم به گونه اى هماهنگ نويد داده مى شود , و آن گاه اين نويد كافى از براى ابطال خوانده مى شود البته بايد توجه داشت كه تئورى رقيب در صورتى پس از خلط مذكور باطل شمرده خواهد شد كه به صورت يك فرضيه علمى كه ابطال پذيرى خصيصه آن است عرضه نشده باشد بلكه به عنوان يك قضيه ضرورى از عدم ربط بين برخى از گزاره ها اطلاع داده باشد , زيرا اگر فرضيه رقيب نظير همه گزاره هاى ابطال پذيرى كه در اصطلاح برخى از حس گرايان گزاره علمى ناميده مى شوند داعيه ضرورت نداشته باشد , با صرف امكان و استعداد ربط كه از طريق خلط بين احتمال عقلى و امكان ذاتى اثبات مى شود هرگز ابطال نخواهد شد
در هر صورت گاه , در حالى كه فرضيه رقيب به بيان فوق ابطال شده خوانده مى شود , فرضيه ديگر كه مدعى ترابط و پيوند همه حركتها است , فرضيه اى خوانده مى شود كه هيچ گاه ابطال آن به فعليت نمى رسد و شگفتى در همين ادعاست كه خصلت ضرورت و رنگ يقين را مى نمايد زيرا مادام كه فعليت عدم ربط عليرغم امكان ذاتى ممتنع بالغير نباشد يعنى از گونه اى ضرورت برخوردار نباشد , هرگز اخبار از عدم فعليت آن ضرورى و يقينى نخواهد بود راهى كه براى آگاهى بر ادعاى فوق طى شده , علم به فرد بالذات , انديشه و علم است و شايد دفاع وجيه اين راه براى كسى كه شناخت حقيقت جهان خارج را جز براى صاحب علم مطلق محال مى داند , اين باشد كه گرچه ما به فرد بالذات هيچ حقيقتى در خارج از ذهن و انديشه خود