شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٣٠٩ - نقد نسبيت
تشبيهى براى فرد ديگر باقى نمى گذارد
در اشكال دهم بى تفاوتى و اثر ناپذيرى بعضى از آگاهيهاى بشرى نسبت به دو طرف نقيض برخى از ديگر آگاهيها به گونه اى قطعى اثبات شد , و اين اثبات , اخبار از عدم مشاهده ربط نبود , تا مدعى ادعاى مشهود نبودن ربط را چاره خلاصى خود بپندارد , بلكه برهان بر عدم امكان ربط و ضرورت سلب ربط بود و اثبات سلب جزيى براى ابطال يك تئورى اثبات نشده اى كه با بى پروايى تمام به جواز و امكان تغيير همه دانشها يعنى به سلب ضرورتهاى علمى حكم مى دهد كفايت مى كند
اشكال يازدهم عهده دار ابطال اصل مشابهت در مثال و ممثل بود زيرا با توضيحى كه در اشكال هفتم مطرح شده است حركتهاى علمى در علوم گوناگون گرچه روشهاى منطقى مشابه و هماهنگى را دارند وليكن اين هماهنگى مربوط به عالم و حركتهاى استنتاجى ذهن عالم است و بين عالم و علم از جهت حركت و ثبات مشابهتى نيست و لذا پيوستگى و مشابهت حركت كه مربوط به حركات عالم است درباره علم مورد ندارد
در اشكال دوازدهم نشان داده شده است كه تئورى ترابط علوم و معارف بشرى كه مستلزم جواز تغيير و حركت در همه دانشها و نفى دانش يقينى و ثابت تا روزگار حصول همه دانشها است , چاره اى جز از سقوط در ورطه سفسطه و شكاكيت نداشته و فرآيند تكاملى علوم و حركتهاى روزمره عالمان كه در جهت بسط و توسعه دانش بشرى مى باشد , نيز مصحح شكاكيت پيچيده اى كه در قالب تئورى مزبور ارائه مى گردد , نبوده و بلكه مثبت ظرافت و پيچيدگى مسيرى است كه