شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٣٠١ - نقد نسبيت
مى كند
آنچه كه او ديروز از صبح مى فهميد يك فهم ساده و ابتدايى بود , و آنچه كه امروز درباره آن مى داند فهمى دقيق و پيچيده است , و بهمين ترتيب آنچه را كه فردا در مى يابد به مراتب دقيق تر و پيچيده تر است
اين تحول چگونه واقع مى شود و در مسير آن چه وقايعى رخ مى دهد , قائلين به نسبيت فهم معتقدند كه تحولات , تغييراتى نظامواره است , و جمله ء[ صبح شده است] عبارتى است , كه در متن اين تغييرات معانى گوناگونى مى يابد آنچه كه كودك در آغاز از آن مى داند , همان پيدايى خورشيد و روشنايى آسمان است و آنچه كه امروز مى فهمد حاصل مجموعه اى از تئوريهاى گوناگون درباره فاصله زمين تا خورشيد و حركت زمين و سرعت نور و امثال آن است
بنابراين ظهور هر جمله و مفهوم هر قضيه در زمانها و شرايط مختلف حتى نسبت به يك فرد واحد متغير و گوناگون است
اين بيان از تغييرات علمى اين اشكال را به وجود مى آورد كه پس انسان به كدام فهم خود مى تواند اطمينان كند , و كدام مفهوم را مى تواند مطابق با واقع بداند قائلين به نسبيت با بيان اين كه شناخت چيزى جز بافتنهاى فزاينده و مستمر نيست از صادق و يا كاذب خواندن دانشهاى گذشته طفره مى روند , آنها براى گريز از اين اشكال كه چگونه مى شود نظرات مختلف از ارزش نسبى يكسانى براى ارائه حقيقت خارجى برخوردار باشند به اين مغالطه لفظى پناه مى برند كه حركتهاى علمى تنها دائر مدار خطا و صواب نبوده , داراى صواب تكاملى نيز مى باشند و خصلت تكاملى شناخت كه همان شناخت