شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٨٩ - نقد نسبيت
هويت جمعى علم اقامه ميشود دليلى است كه استحاله وقوع مشبه و مشبه به را اثبات مى كند , و آن اين است كه هرگز هيچ منظومه اى را نمى توان يافت كه تمامى عناصر آن از هويتى نسبى برخوردار باشند بلكه در ميان هر مجموعه عنصر و يا عناصرى است كه از وجود نفسى و مطلق برخوردارند , زيرا هر نسبت كه بخواهد تحقق پيدا كند يا نسبت اشراقى است كه در بود خود نيازمند به يك حقيقت مطلق است و يا نسبت مقولى است كه متكى بر دو ماهيت غير نسبى است
اين بيان بطلان آن دسته از نظرات ساخت گرا و يا كاركردى جامعه شناسانه را نيز كه هويت فردى عناصر اجتماع را متفرع بر نسب اجتماعى آنها مى دانند و اجتماع را هم چيزى جز مجموعه اين مناسبات سازمان يافته نمى دانند , اثبات مى نمايد
بدين ترتيب معرفت بشرى نيز آنگاه كه مجموعه اى مرتبط و منسجم باشد چنان نيست كه تمامى عناصر آن در نسبت با ديگر عناصر تفسير و تفهيم شوند , بلكه اين معرفت اگر معرفت شهودى باشد دريافتهاى مربوط به آن در پرتو يك حقيقت مطلق , معنا بلكه ثبات , دوام و قرار مى يابد , بگونه اى كه علم و يا جهل نسبت به بخشى از آنها هرگز موجب تزلزل و تحول در ديگر بخشها نمى شود , و اگر معرفت حصولى باشد در درون آن مجموعه يقينا مفاهيم و مقولاتى است كه فهم نفسى داشته و مستقلا ادراك مى شوند و مفاهيم نسبى آن نيز در پرتو ربطى كه با معانى نفسى دارند , از ثبات و قرار برخوردار مى شوند